خرداد ماه
می 24, 2008
دوم و سوم خرداد یادآور دو اتفاق بزرگ در این مرز و بوم بودند .
چندین چندین سال پیش در سوم خرداد شهری اغشته در خون از دست عراقیها بدر امد اما افسوس که هیچ شباهتی با نام قشنگش خرمشهر نداشت این شهر خرم و ثروتمند جنوبی که خیلی از مردم اعیان جنوب کشورمون رو در خود جای داده بود آنچنان بدست همسایه بی شرممان به تاراج رفت که هنوز هم اگر سری به آنجا بزنیم نمی توانیم بدون ریختن اشک آنجا را ترک کنیم . اما بازهم باید خدا رو شکر گفت که حداقل نامش ایرانی باقی ماند. بیاد تمام دختران و پسران خرمشهری که در آن روزهای خونین ماندند و جنگیدند و کشته شدند ، به آسمان نگاه کنید
و اما دوم خرداد روزی بود که حداقل برای یکبار مردم ایران بعد از مدتها باهم متحد شدند و آنچه را می خواستند انجام دادند. کاری با آنچه باید می شد و نشد ندارم. اما سالهای آغاز جوانیم را بدور از ترسهای نسل قبلیم گذراندم براحتی گشتم ، سخن گفتم و خندیدم. به اندازه قبل تاز اینکه به دوستان فرنگیم (اینترنتی ها ) بگویم ایرانیم خجالت نمی کشیدم و از نشر اقتصادی هم حداقل بدتر نشدیم . بهمین خاطر آقای خاتمی را هنوز هم دوست دارم شاید بقول ابراهیم رها تنها رئیس جمهوری بود که وی بخودش اجازه داد آنقدر با او شوخی کند. این را حالا باید بفهمیم که علی کریمی بخاطر چند سخن از تیم ملی اخراج می شود. نمی دونم اما هنوز هم دوم خرداد را حادثه ای نیکو می دانم در این کشور.
می 24, 2008 at 2:26 ب.ظ
سلام.
اینجا ایران است! حوادث عمرشون خیلی کوتاهه! و خیلی زود از یاد همه میره یا میرونده میشه!
اگه هم بمونه میشه عکس یه قاب خاک گرفته.
من عادت کردم. تو هم میکنی!!
می 25, 2008 at 8:11 ق.ظ
خرمشهر… نه راستي حواسم نبود مردم ستم ديده لبنان و فلسطين واجب ترن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
می 28, 2008 at 3:59 ق.ظ
سلام،
از بلاگ نیک آهنگ رسیدم به دیار صندوقچه و بعد اومدم به صندوقک! (سفری بود برای خودش)
خرمشهر را می گویید، حلبچه را هم فراموش نکنید که دلش می گیرد!
راستی می تونم پیشنهاد کنم به جای همسایه بی شرممان، بگوییم دست سیاستمداران آمریکایی و لجبازی های دولت خودی و آزمندی و فرصت طلبی رژیم عراق؟
- از عکسا و مطالب ممنون -