استاد پرویز بهرام
ژوئن 21, 2008
با سلام
من هفته ای یکبار احیانا اگر مثلث شیشه ای رو ببینم هنر کردم. هر وقت هم می بینیم بهم وحی نازل میشه که باید بنویسم. دیشب میهمان این برنامه استاد پرویز بهرام بودند که به گفته آقای رشید پور سابقه دوبلاژ بالای 50 سال را در کارنامه خود دارند و الحق والانصاف صدایی خاص دارند. لزوم داشتن همین صدای خاص قبول این واقعیت رو ایجاب می کند که شاید اشخاصی باشند که این صدای خاص را دوست نداشته باشند . یادمه کودک که بودم برنامه راه ابریشم با گویندگی ایشان از تلویزیون پخش میشد ، و من بشدت از صدای ایشان می ترسیدم ، این خاطره ترس هنوز هم با من است و هروقت این صدا رو می شنوم ناخودآگاه چهره یک غول ( با عرض معذرت) در تصورم نقش می بندد. ایشان دیشب عقیده داشتند وقتی یکبار نقشی را می گویند حتی الامکان نباید کس دیگری بگوید مگر بهتر از ایشان باشد . خب این بهتر بودن را شاید در مورد آوای کلام بتوان گفت اما در مورد صدا …. من متاسفانه از هیچ کدام از دوبله های هملت با صدای ایشان خاطره جالبی ندارم و همیشه دوست داشتم هملتی را با صدایی متفاوت ببینم و بشنوم . بازهم می گویم در ماندگاری صدای ایشان شکی نیست اما بهتر است به مخاطب اجازه دوست نداشتن هم بدهیم.
بازی
دوست خوب مریم منو به بازی ماندگاری صحنه های یک فیلم دعوت کرده
خیلی فکر کردم من فیلم زیاد میبینم و خیلی هاشو هم دوست دارم . اما دو صحنه از دو فیلم رو خیلی دوست دارم
یکی دیالوگی که در فیلم “قلمرو بهشت ” ( The Kingdom of Heaven) در هنگام سوزاندن مردگان مسیحیان توسط اورلاندو بلوم با کشیش ادا میشه
دوم صحنه آخر فیلم “انجمن شاعران مرده” (dead poet society) که همه شاگردان روی میز می ایستند.
از طرف من تمام کسانیکه لینکشون رو دارم و همه کسانیکه به فیلم علاقه مندند دعوت می شوند (حداقل چند نفر اجابت کنند) نخواستم اسم ببرم چون گفتم شاید بد و خوب بشه اما کسانیکه به نظرم میان اهل فیلم باشند رو می نویسم بقیه هم دعوتند : یکی از همین آرشها ، شیخ حقگو ، A Grey Cell ، آزاده ، زهرا و……….
ژوئن 21, 2008 at 8:42 ق.ظ
دزیره. وقتی که ناپلئون شمشیرش رو تسلیم دزیره میکنه و تنها و غمگین میمونه.
گلادیاتور. وقتی که دوست سیاه پوست عروسکها رو به شکلی نمادین دفن میکنه.
شیرشاه!!!! وقتی که نینی رو رو دست بلند میکنه و تمام حیوونا احترام میذارن!!
ژوئن 21, 2008 at 3:59 ب.ظ
سلام مريم خانم
در مورد پرويزخان بهرام من نه از صداش خيلي خوشم مياد نه خيلي بدم مياد ولي چيزي كه بايد در دوبله در نظر گرفته بشه كه بعد از انقلاب بخصوص زياد در نظر گرفته نميشه اينه كه كي جاي كي حرف بزنه كه اين هم برميگرده به باند بازيهاي گروههاي دوبله و مدير دوبلاژها كه هر كدوم تيم خودشون رو دارند و در جايي كه يه هنرپيشهاي مثلاً بهش ميخوره كه طهماسب جاش حرف بزنه اما اون توي تيم نيست ميدهند يه نفر ديگه مثلاً جلال مقامي. بگذريم.
بازي رو هم اگه رسماً دعوت بشم هستم ؛)
غرض از مزاحمت: من ميخوام وردپرسي بشم البته اولش از نوع مال شما بعدش دات كام بشم با استفاده از پلتفرم وردپرس فارسي.
تا اينجاي داستان هم در وردپرس ثبت نام هم كردم
talebini.wordpress.com
ولي خب اميدوارم شما راهنماييم كنيد به عنوان پيشكسوت كه من چه جوري قالب منطبق با فارسي و بقيهء featureها رو روش نصب كنم. اينم بگم رفتم از اون سايت وردپرس فارسي يه چيزهايي رو دانلود هم كردم ولي نميدونم كجا و چه جوري بايد نصبشون كنم. بابا خداييش بلاگفا خيلي راحت و هلوئه!
منتظرم مرسي
ژوئن 21, 2008 at 5:01 ب.ظ
از راهنماييهاتون ممنونم
بله مدتي هست كه ايشون رو لينكوندهام (!) چشم از ايشون هم ميپررسم. فقط يه چيزي اين قالب شما رو از كجا ميتونم گير بيارم؟