جنگ ویرانیست و ما قدرتش را نداریم
جولای 12, 2008
پست قبلی من درباره احساساتم بود وقتی به جنگ فکر می کنم . اما فقط احساس نبود ، احساساتی بود که با منطق خودم آمیخته بود. دو تا از کامنت ها برایم جالب بود و فکر کردم شاید بهتر باشه نظراتم رو چون طولانیه در قالب یک پست بنویسم.
اول کامنت دوست خوبم “یکی از همین آرشها” با این مضمون که
خب آره، جنگ بده، اما…
به نظر شما ديگه چه راهي وجود داره كه بشه از شر اينا خلاص
شد؟
اگه آمريكا به عراق حمله نميكرد، مردم عراق ميتونستند مثلاً
با انقلاب اونو بركنار كنند؟ كودتاها هم كه همهش نقش بر آب
ميشد
راستش من اصلا با وضعیتی که الان عراق داره موافق نیستم ، به نظر من شرایط زندگی اونها در زمان صدام صدها بار از الان بهتر بود . اون موقع هر روز در گوشه کنار شهر بمب مثل پوست موز رو زمین نمی افتاد . مردم حداقل با امنیت جانی در خیابان راه می رفتند . شاید امنیت روانی نبود اما الان هم نیست . وضعیت ماهم فکر نکنم بهتر بشه درسته الان وضعیت جالبی نداریم . اما حداقل وقتی در خیابان راه می رویم از هرطرف منتظر شلیک گلوله نیستیم ، منتظر نیستیم زیر پامون بمب منفجر بشه . من زمان جنگ یادمه هر لحظه اضطراب ، ترس .. هنوز بلوک های سیمانی استوانه ای رو در جای جای شهر یادمه که برای حمله های ناگهانی ساخته شده بود. و مطمئنم با حمله آمریکا وضعیت نه تنها بهتر نمیشه بلکه صدها برابر بدتر هم خواهد شد.
و اما دوست جدیدم جناب آقای “رضا امیدی” ، ایشان فرمودند
صندوقك عزيز در گفتارت تناقضاتي ديدم كه گفتم چند كلمه اي با شما صحبت كنم. چگونه مي توان اين جملات شما را با هم جمع زد.
- من از جنگ مي ترسم
- من جنگ را دوست ندارم
_ چون نمی خواهم یک خارجی (میلتش مهم نیست) بگوید ما چه کنیم چه نکنیم.
_چون نمی خواهم سربازان آمریکایی در خیابانهای شهر من ، کشور من قدم بزنند و به مردمم با تحقیر نگاه کنند.
درست است هيچ كس جنگ را دوست ندارد. ولي دفاع مقوله اي غير از جنگ است. ما به دفاع عشق مي ورزيم اگر دشمن بخواهد در خيابانهاي شهر ما و كشور ما قدم بزند و به مردم ما به حقارت نگاه كند.
يك روز پاي عمل به ميان آمد ديديم چه كساني اثبات كردند وطن پرست واقعي اند و به وطنشان عشق مي ورزند.
در مرام ما جنگ نيست و در سيستم ما وزارت جنگ تعريف نشده است. اما دفاع هست همانگونه كه در تمام موجودات زنده اين غريزه هست و در سيستم ما وزارت دفاع .
وقتي به عراق حمله شد من در آنجا بودم مسابقات ليگ آن كشور تعطيل نشد. مردم به ورزشگاهها مي رفتن براي تماشاي فوتبال.
وقتي به آنها مي گفتي آمريكا به زن و بچه شما رحم نخواهد كرد مي گفتند. آمريكا يعني ازادي . پپسي مجاني. … و الان يعني حقارت يك ملت كه دفاع را و مقاومت را نياموخته بودند.
ايا سياستمداران كشور بر ما كه 30 سال از اين انقلاب مي گذرد جنگي را تحميل كردند. نه ولي دفاع را چرا؟ دفاع از آرماني كه چند سال پيش روبه انحطاط گذارد. فناوري بومي هسته اي را به تعطيلي كشاند و هزاران دانشمند جوان را معطل خود كرد. تا جايي كه 9 ديپلمات ما به دست طالبان ربوده و كشته شدند و ما فقط گفتيم متاسفيم.
اين انفعال يك طرفه است نه پرهيز از جنگ. 6 روز به ما حمله كردند و ما فقط گفتيم خواهش مي كنيم نكنيد . بد است.
اري ما از جنگ نمي ترسيم ولي اگر به خاك ما تجاوز شود در دفاع از خاكمان ترديدي نخواهيم كرد و كار را به سازمانهاي بين المللي نخواهيم سپرد و خودمان كار را يكسره خواهيم كرد تا كار به حقارت مردمانمان نكشد
دوست خوبم ، ممنون از اینکه وقت گذاشتی و توضیحات مبسوطی دادی اما راستش من تناقضی در صحبتهایم ندیدم . من در غیرت و همیت مردمانم شک ندارم اما بحث ، غیرت نیست بلکه ما داریم در مورد ابرقدرت ترین کشور جهان صحبت می کنیم . نمی توان به این راحتی از یکسره کردن کار صحبت کرد. من هم خیلی دوست دارم که باور کنم نیروی نظامی ایران به اضافه وطن دوستی همه ما در مقابل آمریکا و متحدین احتمالیش پیروز خواهد شد، اما منطقم ، عقلم و آمار می گوید این احتمال کمتر از 10 درصد است . باید بپذیریم که بهترین سلاحهای جهان در اختیار آمریکا و اسرائیل است . باید بپذیریم که اگر اراده کنند می توانند ایران سبز ما را ( که واقعا دوستش دارم و بهش احترام میگذارم) با خاک یکسان کنند.
جولای 14, 2008 at 2:19 ب.ظ
سلام و سپاس از توجهتون
من سعي داشتهم و دارم كه وارد اين مقوله نشم چون هر چه بگوييم به جز دلخواستههامون نخواهد بود و تأثيري در روند وقايع اتفاقيه نخواهد داشت. اما…
ببين مريمجان، بد نيست چند مطلب را روشنتر ببينيم. يكي اينكه بين بد بدتر كدام را بياد انتخاب كرد. دو اينكه راه برونرفت از يك هچل چه چيزهايي هست و كدام آنها امكانپذير است. سه اينكه جنگ در هر حال بسيار بد و زشت است و اگر شما از آن فقط آژير و پناهگاهها و ترس و لرزش را به ياد داريد من دوستان از دست رفته و بگير و ببندهاي جاري در شهرها و زورگوييهاي به بهانهء جنگ را نيز به خاطر دارم علاوه بر آن به اقتضاي شغلم گاهي با عوارض آن نيز كه شامل مجروحين جنگ، خانوادههاي بازمانده از كشتهشدگان جنگ و از آن بدتر خانوادههاي سربازان بيچيز يا موجي يا بياعصاب را نيز ديدهام. جنگي با وسعت جنگ ايران و عراق نه تنها در زمان خود جنگ بلكه آثار و عوارضش تا يكي دو نسل بعد نيز باقي ميماند و من و شما بايد آنها را تحمل كنيم. اما بالاخره چي؟
شما نميتوانيد فقط به همين چند سال آينده نگاه كنيد بعدش چه نسل بعد چه خود ما در چندين سال بعد چه؟ اگر امريكا به ايران حمله كند مطمئناً هدفش شهرها و مناطق مسكوني نخواهد بود، چرا باشد؟ او مهمات گرانقيمتش را خرج تخريب صنايع نظامي ما و شايد ديگر صنايع ما خواهد كرد تا خودش بتواند بعداً براي شركتهايش كار جور كرده باشد. شايد چند سال هم درگيريهاي در ايران باشد ولي بعدش به هر حال چارهاي به جز تحويل حكومت به گروهها احزاب و برگرزاري انتخابات نخواهد داشت چيزي كه در عراق هم اتفاق افتاد و در افغانستان نيز، در كرهء جنوبي و ژاپن نيز. به آنها هم نگاه كنيد. آيا در نهايت جنگ به ضرر كره و ژاپن شد؟
شايد هم ما با آنها فرق ميكنيم.
به هر حال من آدم جنگطلبي نيستم، و همهء اين حرفها به دليل اين است كه ميبينم ديگر از دست هيچ كس كاري ساخته نيست.
راستي اين را هم اضافه كنم. اين كه گفتي “اما حداقل وقتی در خیابان راه می رویم از هرطرف منتظر شلیک گلوله نیستیم ، منتظر نیستیم زیر پامون بمب منفجر بشه” شايد در مورد تهران بيشتر شهرهاي ما صادق باشه ولي آيا در اهواز هم (مثلاً) همينطور است؟ يا در زاهدان؟ يا شايد اگر فقط ما در تهران راحت (!) باشيم كافي است؟
به هر حال هر چي خدا بخواد همون ميشه و من منتظرم ببينم خدا طرف كيه؟
جولای 14, 2008 at 2:22 ب.ظ
ببخشيد ظاهراً تند نوشتنم باعث چند غلط تايپي و از قلم افتادن چند ويرگول و علامت سئوال شده است. به بزرگواري خودتون ببخشيد.