به تصویر کشیدن خشونت مسلمانان در فیلمهای آمریکایی
جولای 24, 2008
ديشب فيلم اشكهاي خورشيد را ديدم ( Tears of the sun )فيلمي با كارگرداني ضعيف و با بازي هنرپيشه مشهوري مثل بروس ويليس و مانكن زيبايي بنام مونيكابلوچي كه اصولا با بازي افتضاحش ، فلسفه حضور وي در هيچ فيلمي را نمي فهمم. اين فيلم درباره درگيري مسلمانان نيجريهاي با مسيحيان اين كشور بود. مسلمانان نيجريه اي در نقش ياغي هاي فيلم بودند و جناب آقاي بروس ويليس بهمراه يك تيم ورزيده مامور نجات چند نفر بود كه در نهايت با از خودگذشتگي و جوانمردي نه تنها كسانيكه را فراري مي دهد كه ماموريتش براي آنها بود بلكه باعث نجات كلي مسيحي نيجريها ي هم ميشود. خب تا اينجا جريان همان قهرمانان فداكار آمريكايي هست كه در همه جا حاضرند ، و اصولا به آن عادت داريم. اما تصويري كه اين فيلم از مسلمانان نشان مي دهد فقط و فقط خشونت و بيرحمي است . هيچ مسلمان خوبي در اين فيلم وجود ندارد. فرمانده مسلمان وقتي به يك كشيش مسيحي ميرسد و گردنبندي با تمثال مسيح در گردن وي ميبيند ، سر از بدن كشيش در كليسا جدا مي كند و يا در صحنه هاي ديگر شاهد تجاوز مسلمانان به زنان قبيله هاي ديگر و يا بريدن قسمتهاي مختلف بدن آنها در حاليكه هنوز زنده مي باشند ، هستيم. من منكر خشونتي كه بنام اسلام و در واقع مطابق با رسوم بدوي قبايل در خيلي از كشورها به اجرا در مي ايد نيستم اما تمركز بر روي اين موضوع هدفي جز تخريب يك دين و هزاران تن معتقد به آن ندارد . در فيلم” آخرين پادشاه اسكاتلند( The last king of scotland) “كه فارست ویتاکر براي بازي در آن موفق به دريافت جايزه بازيگري بهترين مرد در اسكار شد نيز از همين قبيل فيلم ها مي باشد، در اين فيلم ما با پادشاهي خونخوار و وحشي طرف هستيم كه در آخر فيلم در مي يابيم طرفدار گروههاي تروريستي فلسطين است . امروز همه دنيا از آنچه در غزه مي گذرد با خبر هستند و هيچ انساني نمي تواند بگويد كه بستن آب و غذا و برق بر روي آن همه مرد و زن و كودك درست است ، اما آيِا كسي از اين وقايع هم فيلم مي سازد يا اگر مي سازد در قلب هاليوود آمريكا است تا با انتشار جهاني اش همه آن را ببينند ؟ راستش به نظر من اين فيلمهاي پوششي است براي آنچه در كل جهان مي گذرد ّراي آنكه بگوييم هر آنچه تروريست وجود دارد مسلمان است !! بشخصه فقط يك فيلم را ديدم كه در آن تصوير معقولي از مسلمانان و مسيحيان در كنار هم ارائه داده بود يعني هم انسانهاي بي منطق در آن وجود داشتند هم انسانهاي درست و آن هم فيلم “حكمراني بهشت(The kingdom of Heaven)” بود . من خودم اگر مسلمان نبودم و فيلم اشكهاي خورشيد را مي ديدم تنها تصوري كه مي توانستم در مورد مسلمانان بكنم يك مشت وحشي بود در حاليكه مشكل مردم اين فيلم اسلام آنها نبود بلكه رسوم و درگيريهاي قبيله اي بود كه به اسم اسلام اجرا مي شد . در پست بعدي ترجمه يا آزاد از خاطرات يك زن در بوسني خواهم نوشت بيبينيم آيا از اين فجايع هم فيلمي شاخته خواهد شد
پ.ن : من يك خشكه مذهب نيستم ، اما همانطور كه بارها و بارها گفتم از بزرگ كردن يك موضوع و دست گذاشتن بر روي ضعفها براي رسيدن به هدفي غير انساني بيزارم.
جولای 24, 2008 at 6:19 ب.ظ
دستگاه پروپاگاندا است دیگر، کارش این است که اذهان را منحرف کند. متاسفانه.
جولای 25, 2008 at 10:42 ق.ظ
سلام.
اتفاقي نيست. جامعه دهكده جهاني امروز به دشمن احتياج داره تا بتونه هدفمند باشه و قطبي. ببين چندين سال پيش شما نازيها رو هدف پيكان ميديدي. بعدها كمونيستها و اين روزها متأسفانه مسلمونا و حتي ايرونيا تو فيلم 300! شايد با اين ديد اگه نگاه كني كمتر حرص و جوش بخوري. اينها به يه چيز به عنوان دشمن بالقوه احتياج دارن و براي ايجاد هيجان و مشتري به همچين تصاويري.
ما هستيم كه در ارتباطات مستقيممون با همسايههامون تو دهكده جهاني بايد هويت واقعيمون رو معرفي كنيم، كه نميكنيم
جولای 25, 2008 at 11:30 ب.ظ
نمیدونم چرا
اما از این وبلاگت خوشم اومد. فکر نکنی بازهم یه کامنت تکراری باسه تبلیغ یه وبلاگ دیگست. اما خوب وقت کردی یه سری به وبلاگ ماهم بزن.