بلاگفا

آگوست 12, 2008

سلام

اینروزها بحث بلاگفا و اینکه ای داد و ای هوار که کاربرانش نمی توانند بکآپ بگیرند و هجرت کنند برپاست . من فوتوبلاگم در بلاگفا است ، و خیلی هم خوشحال می شدم اگر امکان بکآپ گیری داشتم اما نمی توانم آقای شیرازی را مجبور کنم که به من حتما این امکان را بدهد ، ایشان یک هاست برای وبلاگ طراحی کردهاند و در اختیار ما گذاشته اند با امکاناتی که خود می دانند، هیچ جایی هم مطرح نکرده اند که من امکان بکآپ گیری می دهم . شاید از نظر اخلاقی درست باشد که کدها را باز کنند اما اگر دلشان نخواهد هیچ لزومی برای انجام این کار وجود ندارد ، صرف اینکه ورد پرس این امکان را به کاربرانش داده است دلیل این نیست که دیگران هم بدهند.

حرفی که الان در وبلاگستان جریان دارد مثل این می ماند که برویم یک استخر 10000 تومان بدهیم برای مثلا استخر و سونا بعد بگوییم حق من این است که بوفه هم مجانی باشد چون مثلا فلان استخر با همین قیمت بوفه مجانی هم دارد . نهایت کلام این است که دیگر شما به این استخر نمی روی اما نمی شود بروی بعد شروع به داد و فریاد کنی. این درست نیست.

من فوتوبلاگم در بلاگفا است و وبلاگم اینجا ، هردورا دوست دارم  شما اگر دوست ندارید به بلاگفا نروید اما توهین هم نکنید

تازه برای نرفتن هم دلیل می خواهد ، در زمان جنگ جهانی دوم ژاپن لیوانهایی تولید می کرد که پر از حباب بود در همان زمان لیوانهایی از اروپا وارد میشد که بسیار بسیار زیباتر از نوع وطنیش بود اما مردم ژاپن همان لیوان پرحباب را می خریدند تا صنعت کشورشان پیشرفت کند، شاید بتوان گفت که در کشور ما وقتی جنسی خریدار داشته باشد دیگر کسی به فکر بهتر کردن آن نمی افتد اما شاید خودمان هم مقصر باشیم می توان با کمی راههای بهتر بلاگفا را ترغیب به بهتر شدن کرد نه اینکه کلا سر لج بیفتد ، بلاگفا هر چند مدت یکبار امکان جدیدی را اضافه می کند شاید ضرب آهنگ آن به تندی اینجا نباشد اما در نوع خودش خوب است. .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دیروز روز خبرنگار بود ، یادمه از بچگی همیشه پای ثابت روزنامه های دیواری مدرسه بودم ، مامانم اینها برای یک واکمن دست دو خبرنگاری خریده بودند که از کلاس پنجم تا سالهای آخر دانشگاه همیشه دستم بود و برای انواع و اقسام روزنامه دیواری و نشریه های دانشجویی باهاش مصاحبه می کردم . از خوب یا بد روزگار رشته ریاضی فیزیک خوندم و بعد هم مهندسی کامپیوتر ، الان هم در کارم موفق هستم اما هنوز هم آرزوی خبرنگار شدن رهایم نکرده ، و می دانم اگر علمی اقدام می کردم نه از نظر مالی که از نظر روحی صدها بار از کار قعلیم موفق تر بودم.

خبر نگاری شغل مهمی است ، به نظر من اهمیت یک گزارش خبری درست اگر از یک جراحی قلب بیشتر نباشد ، کمتر نیست . با یک خبر یا عکس می توان جهانی را زیر و رو کرد . می توان راست گفت ووجدان خود را آرام کرد و اعتماد مردم را بدست آورد ، یا می توان دروغ گفت و برای مدتی مردم راخر کرد و بعد از مدتی که خورشید از پشت ابر بیرون آمد ،و دست رو شد یا خط عوض کرد، یا با پررویی تمام مردم را دیگری خواند.

می دانم این روزها اگر بخواهی راست بنویسی سخت در تگنا قرار می گیری ، این روزها فقط باید انچه به مذاق خوش می اید بنویسی ، این روزها نوشتن ، دیگر نوشتن نیست ، املا برداشتن است.

خبرنگاران خوب سرزمین من که هنوز هم سعی می کنید خبرنگار باشید نه دیکته نگار روزتان مبارک ، قلم و دوربینتان همواره روان و روبراه باد.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

این روزها یکی از بحث های رایج ، لایحه چند همسری است . در آیه 3 سوره نسا می خوانیم که” تا چهار همسر جایز می باشد اگر بتوانید عدالت را در بین آنها برقرار کنید” ، حالا قانون گزاران محترم کشور ما این عدالت را منوط به تمکن مالی شخص مورد نظر دانسته اند ، من سوالی داشتم آیا تنها جنبه ازدواج بحث مالی آن است ؟ یعنی هیچ نوع ارتباط عاطفی بین زن و مرد وجود ندارد؟ در آیه 129 سوره نسائ می خوانیم «هر قدر هم بکوشید و بخواهید، نمی توانید بین زنان به عدل و انصاف رفتار کنید (پس از میل به دیگر) پا را از حد فراتر نگذارید، تا همسر (پیشین) خود را بلا تکلیف بگذارید و اگر به صلاح بپردازید و تقوی پیشه کنید (بدانید) که خداوند آموزگاری مهربان است». هرچقدر یک مرد عادل باشد امکان نداره که بتونه دونفر را به یک اندازه دوست داشته باشد ، نه تنها یک مرد اصولا هیچ کس نمی تواند دو نفر را به یک اندازه دوست داشته باشد . و فکر نمی کنم کسی وجود داشته باشد که وقتی یک نفر را بیش از دیگری دوست بدارد بتواند از همه جهات با عدالت با آنها برخورد کند . در این صورت باید گفت که وی انسانی مافوق بشری است که از خود و دلش می گذرد ، که اینهم باز اصل چند همسری را زیر سوال می برد . چون چنین مردی از روی هوا و هوس نرفته زن دوم بگیرد و فقط از روی خیرخواهی بوده است!!! چنین چیزی اگر از روی محالات نباشد یک در 100هزار ممکن و نیاز است ، مگر چند زن بی پناه داریم که نیاز دارند زن دوم، سوم یا چهارم کسی شوند تا از گزند آسیب دور باشند؟ تازه احتمالا این خیرخواهی هم بعد ازمدتی تبدیل به دوست داشتن می شود ، مطمئن باشید . مردان عزیز پیشنهاد دهنده این طرح ، نه خودتان را گول بزنید نه ما را ، شما دلتان برای هیچ زن بی پناهی نسوخته است فقط دنبال راهی اسان و بی دردسر برای هوسهای همیشگیتان هستید .

پ.ن : سوء تفاهم پیش نیاید منظور من این نبود که همه مردان سرزمین من هوسران هستند ، نه روی صحبتم فقط با کسانی بود که موافق این طرح هستند.

پ . ن 2: سوتفام دو پیش آمده منظور من از آوردن آیات قرآن این نبوده که دین اشکال داره ، دقیقا من منظورم این بوده که دین خدا مشکل نداره ماییم که اون رو بد تفسیر می کنیم.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed