روز جهانی کودک
اکتبر 7, 2008
فردا روز جهانی کودک است . در دنیای امروز ما کودکان از جایگاهی والا برخوردارند اما همین کودکان هنوز در بسیاری از نقاط مورد سو استفاده قرار می گیرند ، بقول بامدادی ، رمضانی که ما پشت سر گذاشتیم هنوز برای بسیاری از کودکان در جای جای این دنیا باقی است . در همین ایران خودمان سرزمینی را دیدم که پدران و مادران برای لقمه ای نان کودکان را به چرخ های ماشین ها می سپاردند . هر روز در سازمانهای بزرگ از نظر اسم و کوچک از نظر عمل قوانین بسیاری به تصویب می رسند که کودکان نباید کار کنند اگر کار می کنند تحت این شرایط باید باشد و …. بیشمار وعده قشنگ دیگر . اما در عمل هنوز هم تعداد کودکانی که با شرایط سخت کاری دست و پنجه نرم می کنند بسیار است . نیازی نیست که به روستایی دور سفر کنیم و در زیرزمین های تنگ و تاریک دستهای کوچکی را ببینیم که هنرشان در زیر پاهای ما یا بر دیوار های ما جا دارد . اگر به اطرافمان نگاه کنیم سر چهار راه ها ، کنار خیابان ها گلهایی را می بینیم که از شیشه ماشین ما بداخل می آیند اما ما حتی به صورت فروشنده کوچک نگاه هم نمی کنیم تا بجای پول حداقل لبخندی تحویلش دهیم. تا بحال شده به یک کودک دست فروش پیشنهاد بدهیم سوار شود تا با ما دوری بزند . لذت بودن در یک ماشین کولر دار را تجربه کند؟ لذت اینکه همیشه از پشت شیشه با التماس به ما نگاه نمی کند گاهی هم خودش داخل همان ماشین است . بشخصه هیچ وقت این کار را نکردم . هیچ وقت دیده ایم کودکی که روی پل یک وزنه جلویش گذاشته چطور فقط با یک تکه کاغذ چطور صدها بزای برای خودش ابداع می کند. مایی که ساعتها از وقتمان در ترافیک این شهر لعنتی هدر می رود ، هیچ وقت 5 دقیقه وقت گذاشته ایم تا با او بازی کنیم؟ آره فردا روز جهانی کودک است ، اما ما نمی دانیم که همه بچه ها کودک هستند نه فقط عده ای از آنها .
اکتبر 7, 2008 at 10:00 ق.ظ
بدتر از كار كردنشون آسيب هايي كه ميبينن، تو آمارها هيچ وقت گفته نمي شه چقدر از اين بچه ها براي فروش مواد و … سوء استفاده ميشه و……….. روزشون مبارك
اکتبر 7, 2008 at 1:46 ب.ظ
خوب بلدی آدمو توی خودش بپیچونی!
این قطعه”اما ما نمیدانیم که همه بچهها کودک هستند نه فقط عدهای از آنها” خیلی عمیق و چالشانگیزه.
واقعا مثل اینکه نمیدونیم…
اکتبر 7, 2008 at 2:22 ب.ظ
روز جهانی کودک در دنیایی که روز به روز «کودکی» کمتر میشود.
اکتبر 7, 2008 at 11:22 ب.ظ
کودکان نیز در غوغای شلوغی شهر گم شده اند مثل آدمها…
اکتبر 8, 2008 at 12:13 ب.ظ
تلخ بود! از آن تلخهایی که از بس واقعی اند تلخی شان صد برابر می شود!
اکتبر 9, 2008 at 7:32 ق.ظ
غمگین… ولی واقعی.
اکتبر 9, 2008 at 10:22 ق.ظ
سلام دوست گرامی,
در این هیاهوی پر شتاب زندگی ما کودک درونمان را هم فراموش کرده ایم چه رسد به کودکان …
حق با شماست باید باور داشت که زندگی فقط کار و تلاش نیست, گاهی نشستن و گذر عمر را دیدن هم زیباست…
بدرود.