اگر نامرئی بودم

نوامبر 9, 2008

این روزها کار بسیار و وقت برای نوشتن کم ، اما از آنجاییکه پویای عزیز لطف کرده منو به بازی اگر نامریی بودم دعوت کرده است ، واجب بود قدردانی کنم . راستش خیلی علاقه ای به نامریی بودن ندارم ، اما اگر خدای ناکرده نامریی می شدم کارهای زیر را خیلی دوست داشتم انجام بدم.

1- می رفتم سوار هواپیما می شدم هر جا رو دلم می خواست بدون ویزا و پاسپورت می رفتم می دیدم ، بدون اینکه نگران باشم اگر اسم ایران به میون بیاد بهم ویزا نمی دهند .

2- از تمام زنهای عشایر عکس می گرفتم بدون اینکه نیاز داشته باشم کلی خواهش و التماس کنم. البته فقط برای خودم.

3- می رفتم از آدمهایی که با هزار دوز و کلک به پول و پله رسیدند دزدی می کردم می بردم می دادم به اونهایی که از صبح تا شب دنبال یک لقمه نان حلال می دوند و آخرش هیچی.

4- می رفتم حداقل مشتی چیزی به تک تک گشت ارشاد های شهر می زدم بابت تمام استرس هایی که به من و همجنسانم وارد می کنند.

اگه دوستان زیر هم  لطف کنند دعوت من را برای این بازی رد نکنند خوشحال میشم :

بابونه ، یکی از همین آرشها ، آقای حسن محمدی اصل ، آریو ، دلزده

به نظرم بقیه دوستانم همه قبلا دعوت شده بودند ، اگر کسی جا افتاده یا اگر دعوتی تکراری است ، پوزش.

14 Responses to “اگر نامرئی بودم”


  1. مرسي :) دعوتتون پذيرفته شد- فكر كنم سريعترين نوشتن عمرم رو انجام دادم و الانم آپم ;)


  2. [...] دعوتند» و از این حرفها اما این دفعه خیلی فرق میکنه چون صندوقک عزیز من رو دعوت کرده در بازی اگر نامرئی [...]


  3. ببین، به نظرم یه کمی دچار الزایمر داری میشی‌ها :)

    من که پیک این بازیم تا همین یکی دو روز پیش هنوز تو صفحهء
    اولم بود. جالب اینه که خودت برای اون پستم کامنت هم گذاشته بودی!

    به هر حال ممنونم از این که منو هم دعوت کردی. انشالا شام و ناهار دعوت بشیم :) )


  4. بند چهارمت خیلی باحال بود :)

  5. پ.نون Says:

    سلام. چشم اقدام می‌کنم، به محض اینکه یه چیز کلیشه‌ای پیش چشمم نیاد!!

    تو همون مریم هود نیستی؟ دخترعموی رابین‌اینا :) )

    این گشت ارشاد با مشت تنظیم نمی‌شه. فکر کنم باید از مواد محترقه استفاده کنی :)


  6. راستي “آقای حسن محمدی اصل” چيه؟ :0 من فقط “حسن” هستم، فوق فوقش “حسن محمدي”، ديگه خيلي كلاسيكش “حسن محمدي اصل” ولي ديگه اون “آقای حسن محمدی اصل” يه چيزي تو مايه هاي سس كبابه مهرامه ;)


  7. ممنون که نوشتی. جالب ترین بخشش هم برای من بخشی بود که نوشته بودی به فقرا کمک میکردی. یاد “رابین هود” افتادم. خلاصه “رابین هو وبلاگستان”, من بی صبرانه امیدوارم شما یک روز نامرئی بشی تا بتونی همه این کارها رو بکنید :)
    باز هم ممنون :)


  8. مرئی باشید پلیز!
    چشم سعی میکنم شرکت کنم. فرصت میخواهم که آن هم این روزها خیلی کم برایم پیش می‌اید.

  9. پ.نون Says:

    پیک موتوری جواب کامنت:

    نه خدایا! باز من یه چیز گفتم که سوءتفاوت!! شد!

    خواستم اینجوری توجیه کنم که اگه بلافاصله پست بازیو انجام ندم دلم می‌خواد چیز مختلفی بنویسم! اگه نه من و اعتراض به شما؟؟؟

    آخ!! الان دارم بین شست و اشاره‌مو از دوطرف گاز می‌گیرم :)

  10. DESERTER Says:

    چه معصومانه


  11. من هم خیلی به این موضوع فکر کرده ام. اما فقط نا مریی شدن نیست! باید غیر قابل لمس هم بشی!
    فکر کن…
    اگر هم بخواهی قابل لمس باشی تا بتونی اون مشت ها رو حواله گشت ارشاد کنی با بقیه معضلات چیکار میکنی؟ چط.رس سوار هواپیما میشی که به کسی نخوری؟ چط.ری یک جا بشینی؟ کمربند صندلی هواپیما رو کجا میبندی؟

  12. Arash Hamidi Says:

    salam
    bah bah ajab bazihayee jalebi
    montazere natayeje doostan ham hastam

    shad bashid

  13. بابک Says:

    خوشحالم که از مطلب خوشت اومد ، خواهش می‌کنم.
    راستی شماره ۴ این مطلب حرف نداره!! بد جور پایم ، البته بیشتر از یه مشت…


  14. خبرنامه كتابهاي رايگان فارسي با بيش از 6000بازديد وبيش از 2000بازديد كننده انحصاري در روز در خدمت شماست!
    فيد شما نيز در خبرنامه گذاشته شده است
    ومطالب جديد تان بلافاصله در معرض ديد قرار خواهد گرفت
    از شما درخواست مي شود در صورت تمايل به ادامه همكاري:
    1- پيوند يا فيد ما را در سايتتان قرار دهيد.
    2- در گروه خبري ما عضو شويد تا مطالب را بدون مزاحمت دريافت كنيد
    با سپاس
    باقر كتابدار
    http://www.persianbooks2.blogspot.com
    http://www.roumii.blogspot.com
    http://groups.google.com/group/persiska


Leave a Reply