برگشتم از مسافرت ولی…
دسامبر 22, 2008
از مسافرت برگشتم با کلی حرف برای زدن ، تعریف و…………. کلی مطلب تو فکرم آماده کرده بودم بنویسم اما سه ساعت از بازگشت نگذشته بود که خبر فوت عزیزی را دادند ، همه چیز بهم ریخت بسادگی . می نویسم اما کمی بعد که باور کردم رفتن و پرواز را. اما فتوبلاگم را خیلی زود بروز خواهم کرد که عکس همیشه نجات بخش است.
دسامبر 22, 2008 at 9:09 ق.ظ
خیلی متاسفم
خدا رحمت کند…
دسامبر 22, 2008 at 10:47 ق.ظ
تسليت مي گم
دسامبر 22, 2008 at 10:53 ق.ظ
متاسفم. با ارزوی صبر برای همه شما…
دسامبر 22, 2008 at 11:02 ق.ظ
تسليت ميگم زهراي عزيز
دسامبر 22, 2008 at 11:06 ق.ظ
تسلیت میگم صندوقک جان …
دسامبر 22, 2008 at 11:07 ق.ظ
تسلیت میگم
و آرزی صبر دارم
دسامبر 22, 2008 at 11:19 ق.ظ
تسليت زهراي عزيز. اميد كه بر غم صبور باشيد
دسامبر 22, 2008 at 4:08 ب.ظ
منم تسلیت میگم
از خدا برای تو صبر و برای عزیز از دسترفتهت رحمت میخوام.
دسامبر 22, 2008 at 11:05 ب.ظ
دسامبر 23, 2008 at 12:48 ق.ظ
تسلیت من رو هم بپذیر.
پ.ن1: ببخشید چرا بعضی از دوستان شما رو زهرا صدا کردن؟ مگه شما مریمخانوم نبودی؟
پ.ن2: این حس فضولی منو ببخشید ولی میشه بهم بگید آیا حدس من درسته که این عزیز سفرکرده از بستگان همسر گرامیتون هستند؟ من باز هم معذرت میخوام فقط میخوام یه چیزایی رو در خودم چک کنم.
دسامبر 24, 2008 at 9:53 ب.ظ
تسلیت.
دسامبر 25, 2008 at 2:38 ب.ظ
جدی فتوبلاگ داری؟ نمیدونستم. بهتره تا عمری هست برم ببینم.
دسامبر 29, 2008 at 5:22 ق.ظ
تسلیت.. متاسفم که جز اظهار تاسف کار دیگری نمیتوان بکنم
ایکاش فرصت بود و کمکی میتوانستم بکنم
ژانویه 4, 2009 at 12:17 ب.ظ
Rooheshoon shad! sabr!