روز کودک
اکتبر 10, 2009
ساعت 8:30 صبح : ته خیابان سی و سوم ، ماشین را پارک می کنی می خواهی پیاده شوی ، که چشمت میافتد به پسرکی آشغال جمع کن از یک کیسه بزرگ برای خود بادکنکی ساخته، کیسه آشغالش را درگوشه ای گذاشته و به شادمانی در کوچه می دود و بازی می کند.
ساعت 12:30 بعداز ظهر :ته همان خیابان، سوار ماشین می شوی تا به خانه بازگردی صدای جر و بحث می شنوی ، مادری خوش پوش را می بینی که با عصبانیت به پسرش خیره شده است. لباسهای پسرک همه نو و زیبا. “برای هزارمین بار میگم معنی نداره یک پسر دبستانی موبایل داشته باشه”….” اما مامان آخه همه تو مدرسه دارند…….”
ساعت 14:00 :درخانه نشسته ای تلویزیون را روشن می کنی. مجری با خوشحالی می گوید ، امروز روز کودک است روزی که همه کودکان حق دارند شاد باشند، بازی کنند و …..
بله روز کودک است. اما تفاوت از کجا تا کجا….
اکتبر 10, 2009 at 11:04 ق.ظ
نه تفاوتي نيست، ايشالا اونام سهام عدالت ميگيرن وضعشون بهتر ميشه!!!
اکتبر 12, 2009 at 11:23 ب.ظ
اين روزها جز خرد كردن اعصاب مردم كار ديگهاي نميتونن بكنن. هردو كوكن ولي اين كجا و اون كجا….
اکتبر 13, 2009 at 3:32 ب.ظ
[...]
اکتبر 15, 2009 at 9:42 ب.ظ
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کان شاهد بازاری وین پرده نشین باشد
اکتبر 16, 2009 at 7:55 ب.ظ
با اجازه فيدتون رو به بخش “آخرين نوشتههاي دوستان” تو وبلاگم اضافه کردم. اگر دوست داريد شما هم چنين بخشي به وبلاگتون اضافه کنيد اينجا در مورد نحوه اضافه کردنش توضيح دادم.
از گذاشتن کامنت غيرمرتبط خوشم نميآد ولي از اونجا که راه دسترسي ديگهاي نگذاشته بوديد مجبور شدم از اينجا استفاده کنم. لطفن بعد از مطالعه اين کامنت رو حذف کنيد.
اکتبر 30, 2009 at 9:48 ب.ظ
چه جالب! نمی خوام خیلی رمانتیک فکر کنم و واقعیت ها رو نبینم اما ما اینقدر سعی می کنیم همه جوره بچه هامون رو در رفاه قرار بدیم که خوشبخت باشن در صورتی که بچه اولی به نظر می رسه که حداقل توی اون مقطع بیشتر احساس خوشبختی رو تجربه کرده…