سریال های ماه رمضان و نکات آموزشی
سالهاست که در ماه رمضان سریالهایی بصورت شبانه بعد از افطار و بترتیب از کانالهای مختلف سیما پخش میشه، بماند که هرچه جلوتر رفتهایم کیفیت فیلمنامه و بازیها افت محسوسی پیدا کرده است . اما دیگر گاهی آدم چیزهایی را در این سریالها میبیند که جدا شاخ در میآورد.
دیشب در سریال «پنج کیلومتر تا بهشت » قسمتی وجود داشت که در آن روح کاراکتر اصلی فیلم(امیرحسین) به خواب دختر فیلم میرود که در آن، دختر به بچگیش برگشته و در خواب امیرحسین را نمی شناسد، بعد این امیرحسین ناشناخته و غریبه براحتی دختربچه را قانع میکند که با او برای قایم باشک بازی به جایی برود که اصلا دختربچه نمیشناسد، وسط بر بیابان. واقعا که چقدر منطقی است یک بچه را برای قایمباشک بازی به بیابان ببریم!!
باتوجه به ساعت پخش این سریال (20:45) و عدم حساسیت خانوادههای ایرانی روی اینکه بچهها سریالهایی را فقط ببینند که مناسب سنشان است، اصلا بعید نیست که تعداد زیادی بچه همراه پدر مادرهایشان مشغول دیدن این سریال باشند. با دیدن همچین صحنهای آیا نباید انتظار داشته باشیم که بچهها خیلی راحتتر به افراد غریبه اعتماد کنند و همراه آنها برای قایم باشک به هرجایی بروند، درست است که خانواده باید بچهها را طوری تربیت کند که به افراد غریبه براحتی اعتماد نکنند و باید دقت داشته باشد که چه سریالی را ببینند و چه سریالی را نبینند ، اما بازهم دیدن چنین صحنهای که رسما میگوید غریبهها خوب هستند، از سیمایی که ادعای فرهنگ سازی دارد جای تعجب بسیار داشت. بماند که در صحنه بعدی دختربچه بالای سر جسد برده میشود.
با داشتن چنین سریالها و سناریوهایی واقعا چه فرهنگسازی قرار است انجام شود؟