خانه > شخصی > دیوانگی

دیوانگی

دیگه واقعا در حال دیوانگی هستم. نمی دونم اونروزی که دبیر کامپیوتر اول دبیرستان گفت اگر می خواهید زندگی و خورد و خوراک نداشته باشید بروید رشته کامپیوتر من چرا فکر کردم الکی میگه . الان مدتهاست کار شرکت اونقدر زیاد شده که نه به وبلاگ و اینترنت گردی می رسم نه به عکاسی نه به خوندن کتابی یا حداقل دیدن فیلمی و نه کلا به زندگی صبحها اینقدر زود میرم و شبها اینقدر دیر میام که فقط یک سلام به آقای همسر ، قاطی کردن چهار تا چیز و ایجاد سبملازیاسونی بنام غذا . و بعد بلافاصله خواب، که تازه توی اون خواب هم یا دارم برنامه می نویسم یا دارم با کاربر ها دعوا می کنم . هرچی هم به همه می گم بخدا دارم کم میارم کسی باور نمی کنه . همین روزها یه دیوونه به امین آباد اضافه خواهد شد.

Advertisements
دسته‌ها:شخصی
  1. آوریل 23, 2008 در 6:16 ق.ظ.

    خدا نکنه….

  2. آوریل 23, 2008 در 7:16 ب.ظ.

    واقعا!
    کامپیوتر گندترین رشته دنیاست!
    مثل سگ که نه ولی مثل بز از کامپیوتر خوندن پشیمونم

  3. آوریل 23, 2008 در 8:35 ب.ظ.

    سلام
    حالا كه جدي جدي افتادم به كد نويسي كاملا دركت مي كنم. خدا به شما ، من و همه برنامه نويسا و از همه مهم تر آقاي همسر صبر بده 😉

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: