خانه > ملی > شور و شعور

شور و شعور

نوامبر 5, 2008 بیان دیدگاه Go to comments

رایی که اوباما در مقایسه با مک کین آورد ناباورانه بود ، شاید بشود گفت مردم خیلی خیلی خسته بودند از این 8 سال ، از آنچه بوش برایشان به ارمغان آورد . جنگ ، بی اعتمادی ، شرایط سخت اقتصادی ( این شرایط هنوز نسبت به ایران مثل بهشته اما نسبت به چند سال پیش خود امریکا تفاوت محسوسی کردخ است) وقتی اینقدر بکشید و بکشید ، چاره ای نمی ماند جز آنکه به دنبال راه گریزی باشید و امروز این راه گریز برای مردم آمریکا باراک اوباما بود همانطوریکه در سال 1376 برای مردم ایران خاتمی بود (). اینجا دیگر خیلی شعور مطرح نیست شور است که مردم را به پیش می راند ، وقتی این شور همه گیر شد ، نتیجه حداقل به دلخواه مردم است . با درست و غلط تصمیم گیریهای اینچنینی کار ندارم اما حداقل نتیجه اش این است که مردم آنچه را می خواهند به انجام می رسانند . شرکت می کنند و نمی گذارند دیگران بجایشان تصمیم بگیرند . این باور را باید ما نیز مجدد بدست بیاوریم چند ماه دیگر انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار می شود ، اگر می خواهیم صحنه ای مانند دیروز را در مجلس شاهد نباشیم باید از بی تفاوتی بیرون بیاییم سعی کنیم شرکت کنیم و بهترین نفر را انتخاب کنیم.

دیروز در مجلس صحبت هایی شد که به نظر من توهین به شعور تک تک مردم ایران بود . وقتی آقای کردان از خدمت گذاری ، از جانباز بودن ، از … صحبت می کردند ، ثانیه ای در صدایشان رد پشیمانی از دروغ هایشان به چشم نخورد . یکبار هم خود را موظف به معذرت حواهی از مردمی ندیدند که مدتها به سخره گرفتشان .

اگر می خواهیم این دیگر تکرار نشود ، باید درست انتخاب کنیم ، کنار رفتن نتیجه اش بوجود آمدن کردان هایی دیگر خواهد بود.

تکه هایی را با کمک این پست کمانگیر نوشتم.

Advertisements
  1. نوامبر 5, 2008 در 9:45 ق.ظ.

    قابل تامل بود و عبرت‌اموز

  2. نوامبر 5, 2008 در 10:54 ق.ظ.

    در ایران آرای واقعی شمرده میشوند؟

  3. نوامبر 5, 2008 در 11:41 ق.ظ.

    پویا : مرسی
    پوریا : نمی دونم اما فکر می کنم با کنار کشیدن هم هیچی عایدمون نمیشه.

  4. نوامبر 5, 2008 در 11:53 ق.ظ.

    لایک برای شرکت کردن در انتخابات.می دونی تو یکی از تحلیل های سی ان ان یه خانومه می گفت اوباما از ایلات هایی رای اورده که اصن کسی فکرشو نمی کردچون اصن ایالت هایی بودن که مردمش قبلن بیخیال به انتخابات وو اینا بودن.بعدشم می گفت رده سنی که شرکت کردن این دفعه خیلی جوون بودن و شاید یکی از دلایل پیروزی اوباما هم این بوده

  5. نوامبر 5, 2008 در 1:27 ب.ظ.

    من هم همیشه همین رو گفتم که باید شرکت کرد. چون بخواهیم، نخواهیم، شرایط همین هست و چیزی عوض نمی شود. وقتی کنار بکِشیم، چیزی درست نمی شود هیچ، امکان وجود تقلب را هم بیشتر می کنیم…

  6. نوامبر 5, 2008 در 2:11 ب.ظ.

    موافقم

  7. ورتيگونه
    نوامبر 5, 2008 در 4:54 ب.ظ.

    واقعاً مقایسه‌ی بین انتخابات آمریکا و انتخاب اوباما از یک سو و انتخابات شورای نگهبانی ما و انتخاب فرد وفادار و ملتزم به اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه از سوی دیگه، مقایسه‌ی جالبی هستش.
    سرکار خانوم به سوال پوریا جواب بهتری بدین، فکر می‌کنم ربط اون سوال به انتخابات ما بیشتر باشه.
    نوشته‌اید:
    «کنار رفتن نتیجه اش بوجود آمدن کردان هایی دیگر خواهد بود.»
    فراموش نکنین که در تمام طول اون استیضاح همه و همه از 30 سال خدمت کردان در نظام می‌گفتن. در تمام این سی سال بی‌توجه به حضور یا عدم حضور بنده و جنابعالی حضرت آقای کردان وجود داشتن.
    نوشته‌اید:
    «امروز این راه گریز برای مردم آمریکا باراک اوباما بود همانطوریکه در سال 1376 برای مردم ایران خاتمی بود»
    اجازه بدین 4 سال دیگه بگذره و ببینین اگر اوباما هم تمام وعده‌ها و قول‌هاش رو فراموش کرد (مثل خاتمی دلبند شما) بازهم همین مردم آمریکا بهش رای خواهند داد. در ضمن استفاده از زمان گذشته «بود» برای راه‌گریز مردم آمریکا جالبه.

  8. نوامبر 5, 2008 در 9:43 ب.ظ.

    جناب ورتيگونه اولا ممنون بابتدر مورد شمارش آرا دو حالت بيشتر وجود ندارد حالت اول شمارش صحيح آراست كه نتيجه اش در صورت شركت ما مسلما بهتر از عدم شركت ما است . هميشه گزينه ها بدترين نيستند بالخره آدم كمي صالحي هم وجود دارد اما گزينه دوم با عدم شمارش آرا مايي كه شركت كرده ايم چيزي از دست نداده ايم . شايد شما بگوييد با شركت نكردن در انتخابات ما مشروعيت آن را زير سوال مي بريم ولي واقعا فرقي هم دارد؟ حداقل با شركت در انتخابات مي گوييم ما مي خواهيم كمك كنيم كشورمون بهتر بشه اما اگر شركت نكنيم ميشه اين برداشت رو كرد كه بيتفاوتيم و بريا ملتي بيتفاوت نتيجه اي بهتر از اين نمي توان سراغ داشت .
    اما در مورد اوباما و چهار سال كار ما نتيجه طرز فكر جمهوري خواهان راديدم حالا اوباما حداقل كمي متفاوت است مثل خاتمي ، ايشان خيلي ضعف داشت اما نمي توان منكر تغييراتي شد كه در جو جامعه ، جو مطبوعات و … خيلي چيزهاي ديگر ايجاد كرد. نتوانست همه آنچه را قول داده بود انجام دهد اما بسياري كارها كرد كه هيچ كس فكرش را هم نمي كرد. ناسپاس نباشيم.

  9. نوامبر 5, 2008 در 9:46 ب.ظ.

    و يك چيز ديگر اصلا منكر وجود كردانيزم در تمام لايه هاي اين مملكت نميشم ، تنها حرفم اينه كه اگر نباشيم ، نگوييم چطور مي خواهيم به حذف اين آدمها كمك كنيم؟ بايد بشينيم فقط نابودي گوشه گوشه ايران رو شاهد باشيم؟

  10. ورتيگونه
    نوامبر 5, 2008 در 10:04 ب.ظ.

    سرکار خانوم، مثل اینکه فراموش کردید که کردان توسط همان‌هایی حذف شد (اگر حذف شده باشد) که طرفداران اصلاح‌طلبان فردای روز انتخابات ِ مجلس به عنوان فاشیست‌ترین‌ها ازشون نام می‌بردن، همان‌ کسانی که اصلاح‌طلبان، تحریمیان رو مقصر‌ ِ حضور آنها در مجلس می‌دونستند:
    علی‌مطهری، روح‌الله حسینیان و نه مجید انصاری ِ مثلاً اصلاح‌طلب، که از این گروه در مورد کردان کوچکترین صدایی کسی نشنید.

  11. نوامبر 5, 2008 در 10:39 ب.ظ.

    البته با این قسمت که شرایط بد آمریکا هنوز در مقایسه با ایران مثل بهشت است خیلی موافق نیستم. خیلی ها هستند که در آمریکا خانه شان را از دست داده اند و قادر به پرداخت قسط خانه نیستند. کار ندارند و بیمه خدمات درمانی ندارند. بوش تا مدتها بدترین رییس جمهور تاریخ آمریکا باقی خواهد ماند.

  12. نوامبر 6, 2008 در 8:16 ق.ظ.

    جناب ورتیگونه من اصلا با کسانیکه وی را حذف کردم کاری ندارم چون کاری بود که باید میشد و برای حفظ آبروی خودشون هم بود . اما نکته مهم حذف این آدم و جریانی که به نظر من وبلاگها وبسایتها و کلا مردم ، روزنامه نگارها و… توش بهرحال دست داشتند بزرگش کردند بهش بال و پر دادند . شاید تاثیرش کم باشه اما از هیچ بودن بهتره. همون اصلاح طلب ها شاید بتوانند از جای دیگر کمک کنند. بهرحال باید سعی در بهتر شدن کرد. تمام حرف من اینه . باور ندارید مجلس ششم بارها و بارها قوانینی تصویب کرد که در شورای نگهبان معلق ماند؟ اگر مجلس هفتم هم ادامه ای بر همان مجلس بود شاید میشد کاری کرد. اما ما عقب کشیدیم.

  13. نوامبر 6, 2008 در 1:14 ب.ظ.

    دوست عزیز، در جریان کردان دو دسته نقش داشتن، یک دسته همان دوستان و هم‌حزبی‌های کردان بودند، همان فاشیستهایی که اسم بردم و دسته دیگه من و شما و همین بر و بچه‌های وبلاگستان، اونایی که براش جوک ساختن، اونایی که اس‌ام‌اس کردن، اونایی که استعفانامه‌ی‌ کردان رو با خط اول دبستانی نوشتن، اونایی که غلطای مدرک آکسفوردش رو درآوردن و.. بودن. دقیقاً کسانی که کمترین نقشی در این ماجرا نداشتن اصلاح‌طلبان بودن. خودشون رو کنار کشیدن و گفتن اینا دعواهای درون حزبی هست و ما کاری نداریم. اما؛
    انداختن تمام اشتباهات بر گردن مردم و شورای نگهبان غیرمنصفانه است. در سال 82 و در هنگام انتخابات مجلس، مردم کور نبودند، بلکه با چشمان باز و به درستی سهم قابل‌توجهی از عدم موفقیت مجلس را به دلیل اهمال‌کاری، سیاست‌بازی، نون به نرخ روز خوری، بی‌عرضگی، قدرت طلبی و … اصلاح‌طلبان می‌دونستن. قبل از انتخابات همین بهروز افخمی اصلاح‌طلب به پشت تریبون مجلس رفت و با طلبکاری تمام بزرگترین توهین‌ها رو به مردمی کرد که مطمئن بود دیگه بهش رای نخواهند داد، اونها رو بچه ننه‌هایی که قهر می‌کنند نامید، نمی‌دونم خاطرتون هست؟ اما کاری که مردم کردن این بود که به این دسته نشون بدن ما با شما عهد اخوت نبستیم که هر گندی که می‌زنید بازهم ازتون پشتیبانی کنیم. همین اتفاقی که برای جورج بوش افتاد و شما امروز با خوشحالی ازش صحبت می کنید، در آنزمان برای اصلا‌ح‌طلبان افتاد. مردم با حذف اصلاح‌طلبان از پست‌هاشون اونها رو گوشمالی کردن. گندهای که محمود احممدی‌نژاد زد چیزی از اشتباهات اونها رو پوشش نمی‌ده، همینطور که گندهای احتمالی اوباما در 4 سال آینده، اشتباهات بوش رو توجیه نخواهد کرد.
    به همین جملات خودتون رجوع کنیم:
    مردم خیلی خیلی خسته بودند از این 8 سال ، از آنچه بوش برایشان به ارمغان آورد . جنگ ، بی اعتمادی ، شرایط سخت اقتصادی، شرایط پس از خاتمی هم همین بود:
    مردم خیلی خیلی خسته بودند از آن 8 سال ، از آنچه خاتمی برایشان به ارمغان آورد . افسردگی ، یاس و نا امیدی، حس مورد خیانت واقع شدن، تعطیلی فله‌ای روزنامه‌ها، حمایت همیشگی از ولی فقیه
    بیش از این وقتتون رو نمی‌گیرم، در مسیری که فکر می‌کنید درسته موفق باشید

  14. نوامبر 7, 2008 در 11:36 ب.ظ.

    واقعا کلمه جالبی است: شور! یعنی ما هم در سال بعد می‌توانیم از این حماسه‌ها بیافرینیم دوباره؟

  15. لرد م رضا
    نوامبر 11, 2008 در 8:29 ق.ظ.

    به نظر من این جمهوری اسلامی اصلا به فکر مردمش نیست که حالا ما بیایم با شرکت کردن در انتخابات بگیم که میخوایم به بهتر شدن کشورمون کمک کنیم. اونها اصلا کاری به این چیزها ندارند فقط منافعشون حفظ شود بقیه به درک وگرنه 30 ساله که فریاد زدند و فریاد زدیم که اگر سنگ بود تا الان روش اثر کرده بود. اینها از همه چیز به سود خودشون استفاده میکنند و اگه دوباره همه تو انتخابات شرکت کنند این موضوع رو جوری نشون میدند که انگار همه عاشق این نظام هستند و اومدند که از نظامشون در مقابل جهان دفاع کنند.
    جوری حرف میزنید انگار که در این کشور زندگی نکرده اید و تا کنون انتخابات را ندیده اید. اینها هر کسی رو که بخواند از صندوق میکشند بیرون و مطمئن باش که رای من و شما هم هیچ تاثیری نداره و فقط به نفع خودشون میشه. مگه یادتون رفته که 3 سال پیش در روز انتخابات تلوزیوت تصویر چه کسایی رو نشون داد؟ همونهایی که چند ماه بعدش به جرم بد حجابی دستگیر میشدند و تصویرشون رو شطرنجی میکردند.
    این نمونه کوچیکی از کارهای پلیدی و لجنی ه که اینها برای حفظ منافع خودشون میکنند. اینها حاضرند دوباره ایران رو وارد جنگ کنند و میلیون ها ایرانی دیگه رو به کشتن بدند ولی ذره ایی هم از هدفی که دارند عقب نکشند.
    ای آقا، اگه اینقدر بی سرو ته نوشتم برای اینه که اینقدر دلم پره که نمیدونم کدومشون رو بنویسم. فقط اینو میگم که از پی و ریشه است و با انتخابات این جور چیزها درست نمیشه. هرکسی هم میاد وضعیت روز به روز بدتر میشه که بهتر نمیشه.

  16. ما
    نوامبر 15, 2008 در 8:08 ب.ظ.

    به نظر من كل نظام قابل استيضاحه! اگه يادتون باشه يه زماني كه تلويزيون براي ما بچه‌ها زبالدان تاريخ نشون مي‌داد سريالهايي وجود داشت كه توش طرف برنامه تلويزيونو مسخره مي‌كرد كه آره اينا فكر مي‌كنن مردم احمقن (تلويزيون در حال نمايش سروكله زدن نمايندگان مجلس زمان شاه در صحن مجلس بود) …
    حالا هم چيزي تغيير نكرده، اين نظام اينقدر كردان و احمدي‌نژاد و خاتمي داره كه خوندن ليستشون مي‌تونه يك سال طول بكشه!؟
    حتما مي‌گيد پس چه كنيم؟
    هر كاري كه براي يك بيمار مبتلا به ايدز ميشه كرد براي ايران هم ميشه كرد!
    حقايق تلخ رو بايد پذيرفت، كودتا بشه يا انقلاب بشه كي مي‌خواد بياد رو كار؟ كي شايسته هستش؟؟؟
    از موقعي كه اعراب به اين مملكت تاختند ايران از بين رفته محسوب ميشه، شما هم خيلي به خودتون فشار نياريد كه نجاتش بدين چون اين همه مدت كسي نتونسته براش كار بكنه! خيلي دلتون براي اون ميسوزه سعي كنيد فرهنگ غني بياموزيد تا به عنوان يك ايراني آبروي اون رو حفظ كنيد (البته اگه ازش چيزي مونده باشه) و فرهنگ رو با تمدن اشتباه نگيريد.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: