بایگانی

Archive for فوریه 2009

بازی وبلاگی سه سوال و انتخابات

فوریه 22, 2009 8 دیدگاه

آزاده من رو به بازی وبلاگی سه سوال و انتخابات دعوت کرده ، این بازی به این صورت هست که هر نفر به سوال دعوت کننده پاسخ داده و بعد خودش سه سوال برای 5 نفر دیگه طرح می کنه ، و بازی به این صورت ادامه پیدا می کنه .

سوالات آزاده و جوابهای من به این صورت هستند:

1- در طول 4 سال آینده، در خوشبینانه ترین حالت، چقدر می توان مردم را از خط فقر بالاتر کشید؟ چه انتظاری واقع بینانه است؟ (با توجه به شرایط اقتصادی که در 4 سال پیش کشور داشت  وشرایط بسیار بحرانی که هم اکنون در آن هست؟)  آیا رفاه اجتماعی می تواند به همان سطح دولت هشتم برسد؟

با توجه به قیمت پایین نفت و بدهی های ارزی که در حال حاضر داریم ( با توجه به شنیده ها) و کسری بودجه های پی در گی به نظر من رئیس جمهور آینده اگر بتواند از بدتر شدن اوضاع جلوگیری کند ، خودش یک گام خیلی موثر است .

2- احتمال نیل به هدفی مثل مردمسالاری دینی، یا مسئله حقوق زنان، نیازمند اصلاحات بعضا جزئی در قانون اساسی است، چقدر از توجه و خواست خاتمی در این راستا قرار می گیرد؟ اصلا وارد چنین مبحثی (اصلاح قانون اساسی) می شود؟

آنچه از آقای خاتمی و انتسابهایش در دوران 8 ساله پیشین ریاست جمهوریش دیدیم ، نشان می دهد که وی به این مقولات علاقه دارد و در پی اصلاحاتی در این زمینه ها می باشد ، اما باید دید مجلس بعدی تا چه حد با آقای خاتمی ( اگر انتخاب شود) هم هدف است ، و تازه اگر هم هدف بود ، باید دید شورای نگهبان چه واکنشی به این تغییرات نشان خواهد داد ، اما فکر می کنم خود آقای خاتمی در پی این اصلاحات باشد.

3- اعلام کابینه و مشاوران خود، نحوه استفاده از مهره ها قبل از انتخابات چقدر می تواند در میزان رای آوردن او تاثیر بگذارد؟ شما اسم چه کسی را دوست دارید به عنوان معاون اول خاتمی ببینید؟

مسلما موثر خواهد بود ، چون یک دست صدا ندارد و مردم انتظار دیدن افرادی را دارند که به آنها اطمینان داشته باشند، راستش من یا نوری یا مهاجرانی ( این دو ، وزیر محبوب من در دوران اول ریاست جمهوری آقای خاتمی بودند)

اما سوالات من :

1- برای ترغیب کسانیکه به رای ندادن اعتقاد دارند چه باید کرد؟

2- برای ترغیب مردم شهر های دور و روستاهای دور افتاده به واقع گرایی و ممکن ترین انتخاب درست چه باید کرد؟

3- برای نهادینه کردن اصلاحات رئيس جمهور آينده باید از کجا شروع کند، آزادی مطبوعات ، ایجاد کانالهای  تلویزیونی خصوصی و یا … ؟

آدمهای زیادی هستند که دوست دارم به این بازی دعوتشون کنم ، اما قانون این بازی دعوت تنها 5 نفر است :

از بامدادی ، خاطرات یک برنامه نویس ، یکی از همین آرشها ، زهرا ، بر ساحل سلامت دعوت می کنم اگر دوست داشتند در این بازی شدکت کنند.

دسته‌ها:سیاست, سرگرمی برچسب‌ها: ,

پسری در پیژامای راه راه

فوریه 17, 2009 5 دیدگاه

striped-pajamas

striped-pajamas

دیشب فیلم The Boy in the Striped Pyjamas را دیدم ، مدتها بود فیلمی ندیده بودم که اینطوری تحت تاثیرش قرار بگیرم .این فیلم به هولوکاست می پردازد .نظر دادن درباره  حقیقت ماجرای هولوکاست از صلاحیت من خارج است ، چون تاریخدان نیستم ، اما بعنوان یک فیلم باید از نویسنده و کارگردان این فیلم واقعا تشکر کرد.

جریان فیلم درباره یک خانواده چهار نفره آلمانی متشکل از یک پدر نازی یک مادر و یک دختر 12 ساله و یک پسر 8 ساله بنام برونو است که به دلیل شغل پدر به نزدیک اردوگاه کار یهودیان نقل مکان می کنند که در این اردوگاه کوره های آدم سوزی نیز وجود دارد. و در این میان دوستی ممنوع میان برونو و پسری یهودی بنام اشمول شکل می گیرد.

یکی از نکات قابل توجه در فیلم انتخاب بازیگران فیلم است ، پسر بچه شبیه مادر ضد نازی اش است و خواهرش که تمام اتاقش را با پوسترهای دختران نازی پوشانده است شبیه پدرش می باشد.

همچنین دیالوگ های  فیلم به زیبایی دید که کودک 8 ساله را از زندانی بودن ، عجیب بودن آدمها و هزاران چیز دیگر به تصویر می کشد.

درجایی از فیلم برونو از اشمول می پرسد : “ تو دوستان زیادی داری؟”

اشمول پاسخ مثبت می دهد و برونو با حسرت به پسر زندانی می گوید : “ این منصفانه نیست من اینجا تنها هستم و تو آنطرف دوستان زیادی داری که به آنها بازی کنی”

این فیلم  ارزش دیدن دارد ، فقط خیلی روی اعصاب می رود.

برای پدر حسنی نگو یه دسته گل

فوریه 15, 2009 6 دیدگاه

دیروز وقتی در وبلاگ  رویای آریایی خواندم منوچهر احترامی فوت شده است ، ابتدا فقط گفتم خدایش بیامرزد اما وقتی پایین تر دیدم این درگذشته شاعر یکی از همه گیر ترین اشعار کودکان ایرانزمین بوده است ، دلم خیلی گرفت.

هنوز هم گاهی می شود که تکه هایی از شعر حسنی نگو یه دسته گل را به مناسبت های مختلف با دوستان زمزمه می کنیم ، اما در تمام این سالها هیچ وقت حتی فکر هم نکرده بودم شاعر این سطرهای بیادماندنی کیست ، این فکر نکردن به نظرم خیلی خجالت آور تر از آن است که بتوان برایش توجیهی آورد ، نمی دانم چند نفر دیگر هستند که باید بشناسم اما نمی شناسم ف انگار حتما باید اتفاقی بیفتد تا بدانیم چه کسانی در خلق بهترین لحظات زندگیمان نقشی داشته اند.

خدایش به واقع بیامرزد که تمامی جوانان این روز این کشور در کودکیشان حتما خوانده اند :

موی بلند روی سیاه

ناخن دراز واه واه واه!

لبخند ، داد، حق

فوریه 8, 2009 8 دیدگاه

مردم عجیبی هستیم .

اگر در سمت ما ترافیک باشد براحتی با یک فرمان ماشین را به سمت دیگر هدایت می کنیم و در مقابل کسانیکه از سمت مقابل می آیند و ما راهشان را بسته ایم سری تکان می دهیم و لبخندی میزنیم.

زمانی که خودمان در سمت مقابل قرار می گیریم و راهمان را می بندند ، آنچه شایسته و ناشایست است را برای دوست روبرویی و گاهی هم خانواده اش! به آسمان می فرستیم .

دسته‌ها:فرهنگی, اجتماع برچسب‌ها: , , ,

جسارت اردوغان

فوریه 3, 2009 8 دیدگاه

شجاعت ، جسارت و رک بودن در جای مناسبش بسیار بسیار خصیصه مثبتیه . ای خصوصیت را آقای اردوغان  از خود دقیقا در جایی که باید نشان داد.

وی  کاری کرد که نتیجه اش شماتت سران عرب و نماینده شان بود ، که اصولا اگر پول نفتشان همیشه سر جاش باشد ، هیچ وقت کوچک ترین اعتراضی نسبت به هیچ چیزی از خود نشان نمی دهند.

و نشان داد وقتی همیشه آرام باشید ، اما بموقع عکس العمل نشان دهید خیلی بیشتر اثر دارد تا همیشه داد بزنید و بخواهید همه جا را نابود کنید.

دسته‌ها:جنگ برچسب‌ها: ,
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: