خانه > اجتماع > آیا یک مادر حق دارد قاتل نوجوان فرزند نوجوانش را نبخشد؟

آیا یک مادر حق دارد قاتل نوجوان فرزند نوجوانش را نبخشد؟

وبلاگ خوب دستنوشته بحث بخشیده شدن مصطفی نقدی و نبخشیده شدن بهنود شجاعی را مطرح کرده و اینکه مادرهای اولیای دم هرکدام چقدر باهم متفاوت بودند

بحث ارتکاب به قتل نوجوانان به نظر من ،که البته هیچ تخصصی نه در جامعه شناسی دارم نه در روانشناسی ، بحث عجیب غریبی است. من معتقدم که یک نوجوان بهیچ وجه نمی تواند از روی عمد مرتکب قتل شود، گرفتن جان یک انسان آنقدر عمل کثیفی است که هنوز برای یک نوجوان خیلی زود است که روحش از نظر ناپاکی به آن مرحله رسیده باشد، شاید در این میان استثنائاتی هم وجود داشته باشد . این استثنانایات هم به نظر من حتی از روی عمد یا غیرعمد بودن قتل تعیین نمی شوند، چون صرف قوانینی هم که عمد را از غیر عمد مشخص می کنند نمی توانند واقعا بفهمند فکر آن نوجوان تا چه آلوده بوده است .نمی توانند شرایطی را درک کنند که آن نوجوان درآن قرار داشته و البته درک کنند که فکر آن نوجوان در آن لحظه چه بوده است.درباره این جرم تنها چیزی که به فکرم می رسد همیشه فقط و فقط یک حماقت است، یک حماقت ساده که فرد نمی تواند آن لحظه تصور کند بهای این کارش ممکن است چه باشد.

حالا بعد از این حماقت قانون ما می گوید قصاص به اولیای دم بستگی دارد و البته بعد از رسیدن به 18 سالگی . بحث  ها و تلاش ها شروع می شود همه جمع می شوند با اولیای دم صحبت می کنند ایا نتیجه بدهد یا ندهد . همیشه با خودم فکر می کنم که به فرض آن مادری که فرزندش دراثر این اشتباه از بین رفته چطور دلش راضی می شودکه یک فرزند دیگر یا فرزند یک نفر دیگر هم از بین برود .درحالیکه شاید او هم بداند که در زمان ارتکاب این کار خود این بچه هم نمی دانسته که دارد زندگی خودش و دیگری را نابود می کند. اما بازهم علی رغم این فکرها گوشه خیلی کوچکی از ذهنم می گوید نمی توانم اینقدر هم مطمئن باشم. من از دل ان مادر خبر ندارم و جای او نیستم . پس نمی توانم به این راحتی درباره او قضاوت کنم. من نمی دانم این فرزند برای او چه بوده، نمی دانم زندگیش قبل و بعد از او چقدر فرق کرده (از هر نظر)…. پس شاید جایی باشد که حقی هرچند کوچک هم برای او قائل شویم.

این حق را قانون ما به او داده است، صددرصد ایمان دارم که این قانون غلط است، ایمان دارم. اما آن مادری که این قانون غلط این حق را به او داده است می تواند از آن استفاده کند. آن مادر را نمی فهمم اما نمی توانم صد در صد هم او را نفی کنم.

Advertisements
دسته‌ها:اجتماع برچسب‌ها:
  1. اکتبر 31, 2009 در 8:54 ب.ظ.

    متاسفانه قانون دست ِ انسان‌ها را برای انتقام‌گیری باز می‌گذارد، قوانین باید مشوق بخشش باشد تا انتقام.

  2. اکتبر 31, 2009 در 11:35 ب.ظ.

    این جمله آخرتان جان مطلب است. من در مورد مطلب دستنوشته هم انجا کامنت گذاشتم که ادم باید در موقعیت قرار بگیره تا قضاوتش درست باشه. شاید این جمله معنیش اینجوری به نظر برسه که من کار آن مادر را تایید می‌کنم. نه. به هیچ وجه. من واقعا با دیدن خون و شنیدن کشتار چشمم سیاهی می‌رود. واقعا شاید سرنوشت ان مادر عوض شده. شاید به عقده‌ای تبدیل شده. شاید آتش کینه در سینه‌اش شعله‌ور شده.
    آیا خود ما هم در موقعیت‌های به مراتب ضعیف‌تر چنین می‌کنیم؟ ایا در برابر یک بی‌قانونی ساده که حق ما را ضایع کرده- که البته مذموم است – به همین سادگی می گذریم؟ فکر نمی‌کنم. شاهد من وضع فعلی جامعه است.
    در هر حال به امید ریشه کنی کینه‌ها و آدم کشتن‌ها- به هر شکلش- در جامعه.

  3. نوامبر 1, 2009 در 12:33 ب.ظ.

    بسیاری آدم ها عزیزانشان را در مسائل مختلفی از دست می دهند، در سانحه یا قتل، به عمد یا غیرعمد. منتها این پرونده که این همه آدم پیگیر آن بودند و از آن مادر می خواستند گذشت کند، به نظر من این مورد بیشتر لجبازی بود تا آرام شدن داغ دل !

  4. نوامبر 1, 2009 در 3:11 ب.ظ.

    سلام مریم عزیز
    خوشحالم که یک نفر دیگه هم نظر منو داره… همه جا این مادر رو محکوم کردن. من هم می گم می تونست ببخشه اما ما جای اون نیستیم… ببینید چطور به مادر دیگه ای که فرزندش رو بردن و کشتن و مثلا جسدش رو هم یه ماه بعد بهش تحویل دادن حق می دیم ولی به این مادر نه؟ قبول دارم که کسی که آن یکی را کشته با این یکی هزار هزار بار فرق می کنه اما جای خالی آن یکی که با این یکی فرقی نمی کنه! باید دید روزهای این مادر الان چه شکلی شده؟ فقط همین رو می دونم که: سخته که درک کنیم…

  5. نوامبر 2, 2009 در 2:25 ب.ظ.

    درود بر صندوقک عزیز
    بله حق با شماست٬ قانون این حق را به او داده و البته نه شما٬ نه من و نه هیچ کس دیگری نمی‌تواند خودرا جای آن مادر گذاشته و تصمیم بگیرد ولی مادر مسعود هم مادر بود٬ او هم پسرش را دوست داشت٬ او هم احساسات مادرانه داشت ولی با شجاعت و با منطق و با تسلیم نشدن در برابر احساس٬ اعتراض خود را به قانون اعدام نوجوانان در عمل ثابت کرد. چنین بخششی روح بزرگی می‌خواد. هیچ کس هم نمی‌تواند مادر احسان را محکوم کند. او از حق -غلط- خود استفاده کرده٬ ولی به قاطعیت می‌توان گفت که روحی کوچک و شخصیتی ضعیف و افکاری کودکانه او را به تصمیم رسانده.
    باز هم ممنون از شما

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: