خانه > فرهنگی, سرگرمی, شخصی > کتاب یک اصل مهم در زندگی

کتاب یک اصل مهم در زندگی

دسامبر 16, 2009 بیان دیدگاه Go to comments

1) با وجود تکنولوژیهای فراوان و سرگرمیهای فراوان تر ، کتاب هنوز هم جزو محبوب ترین سرگرمیهای جهانی است،منظورم از جهان فقط کشورهای پیشرفته نیست، کل جهان، که شامل کشورهایی می شود که هنوز از نظر سطح تکنولوژی بسیار عقبتر از آن هستند که هر خانواده براحتی در سینمای خانگی اش برترین آثار تصویری جهان را ببیند و لذت ببرد یا کودکانش حتی تصوری از حتی بازیهای کامپیوتری قدیمی ندارند چه رسد به وی(V) و امثالهم و اگر زندگی لختی امانشان دهد، برای آنها شاید همان کتاب بهترین راه فرار به دنیای تخیل  باشد.

2) آدمها هستند که کتابها را می نویسند و بازهم آدمها هستند که کتابها را می خوانند.

بعضی از کتابها هستند که برای همه (تقریبا همه)نوشته می شوند و بعضی کتابها هستند که فقط برای بعضی از آدمها نوشته می شوند.

بعضی از آدمها هم هستند که همه نوع (تقریبا همه نوع) کتاب می خوانند و بعضی آدمها هستند که فقط بعضی از کتابها را می خوانند.

3)  بعضی کتابها آنقدر می توانند روی فکر شما تاثیر بگذارند که گاهی حتی از بیاد آوردن آن احساس عجیبی بکنید، در واقع گاهی آنچنان شخصیت پردازی با شما عجین می شود که هرگز از بند تاثیرش رها نمی شوید برای من یکی از داستان های کتاب “شوخی های خنده دار”اثر “میلان کندرا” این چنین بود.

بعضی از کتابها یک دنیای تخیلی خیلی قشنگ کنار دنیای شما باز می کنند،وقتی می خوانید از هر آنچه اطرافتان هست خارج می شوید و وقتی تمام می شود هنوز هم در خلسه ای شیرین غرق هستید . و هر زمان می خواهید از این دنیا فرار کنید به آنها پناه برای من مجموعه کتابهای “هری پاتر” نوشته “جی.کی.رولینگ” و “Twilight” نوشته”استفانی میر” (نسخه انگلیسی نه ترجمه مضحک فارسی اش) اینگونه هستند.

بعضی کتابها را که می خواین از خواندنشان لذت می بری، و بعد از خواندن آن لبخند بر لب شما می نشیند، برای من کتاب “ابله محله» اثر «کرستین بوبن» و «کافه زیر دریا» اثر «استفانو ببینی» اینطور بودند.

4) دنیای کتاب آنقدر گسترده است که تا صبح می شود کتاب معرفی کرد، خواند، یاد گرفت و لذت برد، اما نکته مهم این است که اولا بخوانیم و خودمان را از این لذت محروم نکنیم، و بعد اینکه کلاس نگذاریم و این لذت را به دسته خاصی از کتابها محدود نکنیم. حتی ساده ترین کتابها هم چیزی برای یاد گرفتن دارند. و دید زندگی را تغییر می دهند، حداقل سعی کنیم یکبار نوشته های هر نویسنده را امتحان کنیم، نه اینکه به صرف اینکه کسی می گوید چرت است حتی طرفش نریم.شاید یک گوشه ذهن آن مخاطب با ما متفاوت باشد و همان گوشه باعث شود که ما از آن نویسنده و آثارش لذت ببریم.

Advertisements
دسته‌ها:فرهنگی, سرگرمی, شخصی برچسب‌ها:
  1. دسامبر 16, 2009 در 9:43 ق.ظ.

    «بعضی از کتابها هستند که برای همه (تقریبا همه)نوشته می شوند و بعضی کتابها هستند که فقط برای بعضی از آدمها نوشته می شوند.» – این جمله را باید با طلا نوشت.

    • دسامبر 16, 2009 در 3:23 ب.ظ.

      لویاتان : ممنون:)

      حسن : این جمله “نظر شخصی منه..” واقعا حیاتیه بعضی جاها

      آلکس :آقای همسر ماهم مثل شما فقط کتابهای مربوط به رشته اش (برق) را می خونه، جمله های بعد را هم کاملا موافقم فکر می کنم مال کتاب آینه های قیصر امین پوره، 🙂 که کلا کتاب شاهکاریه

  2. دسامبر 16, 2009 در 10:01 ق.ظ.

    دقيقاً همينطورياست كه ميگي :)و مورد 4 كاملا صحيح، يادمه استاد عكاسيم هميشه و هرجا وقتي چيزي رو نقد مي كنيد و … حتما جمله «اين نظر شخصي منه» رو بش اضافه كنيد.

  3. Alex
    دسامبر 16, 2009 در 3:14 ب.ظ.

    کتاب خیلی خوبه اما من یه مشکلی که دارم اینه که بجز کتابهای مربوط به کامپیوتر نمیدونم چرا موضوع دیگه ای نمیتونم مطالعه کنم. خیلی خواستم اما نشد. اما میخواستم بگم:
    بعضی از دوستان هم مثل کتابن که ما اونا رو میخونیم. بعضی از کتابها رو میشه بعد از مدتی گذاشت کنار اما بعضی ها رو نه. بعضی از کتابها رو میشه چندین با خوند اما بعضی ها رو فقط یه بار میشه خوند. بعضی از کتابها برای همیشه با آدمن اما بعضی ها برای یه مدت کوتاه با آدمن.

  4. امین
    دسامبر 16, 2009 در 3:36 ب.ظ.

    واقعیتش نمی دونم این جملات از کیه:).
    احتمال میدم یه جایی شنیدم 🙂
    اما چون اسم امین پور اومد باید بگم: روحش شاد.

  5. دسامبر 16, 2009 در 11:37 ب.ظ.

    همه ما کتاب خاطره انگیز داریم. واقعا هیچ چیزی جای کتاب رو نمی‌گیره

  6. خودم
    دسامبر 17, 2009 در 8:15 ب.ظ.

    مرسی صندوقک. لذت بردم از خوندنش.

    • دسامبر 18, 2009 در 8:59 ق.ظ.

      ممنون،خوشحالم كه لذت برديد

  7. دسامبر 19, 2009 در 10:50 ب.ظ.

    چه مطلب جامع و شیرینی درباره کتاب… خیلی وقتا دوستام می گفتن که تو چرا مثل بعضی خانوما جلوی در طلافروشی ها سرعتت کم نمی شه؟ پس توی چی دوست داری؟ بعددقت کردم دیدم تنها فروشگاه هایی که جلوی درشون سرعت من هی کم و کمتر می شه کتاب فروشی هاست. شاید زیاد کتاب نخونده باشم اما خیلی چیزها از کتاب هایی که خوندم یاد گرفتم. و معتقدم اونیکه گفت کتاب بهترین دوسته حرفش کاملا درسته….
    از تو هم به خاطر این پست عالیت ممنونم.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: