خانه > محیط زیست, شخصی > درختان بزرگراه چمران نهانخانه اسرار من

درختان بزرگراه چمران نهانخانه اسرار من

بچه که بودم ، بزرگراه چمران رو که می اومدیم بالا همیشه جذب درختهایش میشدم، همیشه برایم دنیای پشت آن درختان کاج یه جای اسرارآمیز بود، جایی که نهان بود از دید دیگران. بزرگ شدم وهمچنان این حس ادامه یافت.

حالا چندین سال است که درختان کنارش به هزار بهانه قطع شده است. الان مدتهاست که این بزرگراه برایم دیگر هیچ حسی ندارد، اما بازهم کمی دلخوش به درختان وسطش بودم که آنرا هم به بهانه خط تندروی اتوبوس (در بزرگراه!!!!) دارند ازم می گیرند، این روزها فکر می کنم چقدر دیگه از خاطراتمان را باید به بهای تصمیمات درست!!! یا غلط ( نظر من به این نزدیکتره) از دست بدهیم!

Advertisements
دسته‌ها:محیط زیست, شخصی
  1. دختر نارنج و ترنج
    ژوئیه 28, 2010 در 11:57 ق.ظ.

    متاسفم مریم عزیز.. پریروز دیدم که داشتن روی لاین وسط اتوبان کار می کردن. فکر کنم بسلامتی یکی دو سال دیگه یه پارکینگ بزرگ و بی آب و علف داریم به اسم تهران که ما هم اون گوشه کناراش مثل موجودات اضافی داریم زندگی می کنیم.

    • ژوئیه 28, 2010 در 12:56 ب.ظ.

      ترنج بانوی عزیز، چقدر از دیدن کامنتت خوشحال شدم، خانوم گل کجایی؟ راست میگی ، نمی دونم چی برامون می مونه

  2. ژوئیه 28, 2010 در 12:35 ب.ظ.

    آدمها عوض می‌شن میان و میرن خودشون و خاطره‌هاشون. کوچیک که بودم از خیابون جلوی خونه‌مون روزی ده بیست تا ماشین رد می‌شد جوری که من کلاس اولی هر روز چهار بار ازش رد می‌شدم و می‌رفتم مدرسه. الآن من خرس گنده باید یه ربع کمین کنم و با شیرجه و تکل و فنون رزمی ازش رد شم!!! چار روز دیگه هم همه ساختمونای اطرافش رو می‌کوبونن و می‌دن سر خیابون!!! می‌شه یه غریبه تمام عیار.

  3. ژوئیه 28, 2010 در 12:43 ب.ظ.

    برای صندوقچه نمی‌تونم کامنت بذارم همه‌ش می‌گه:

    خطا: لطفاً یک رایانشانی معتبر وارد کنید.

    زبونش رو نمی‌فهمم!!

    خواستم بگم عکست واقعا بی‌نظیره! آمیخته خیال و واقعیت و به شدت گویا.

    حالا اینجا می‌گم چی می‌شه مگه؟

    • ژوئیه 28, 2010 در 12:55 ب.ظ.

      فرقی نداره اینجا برای اونجا کامنت بذار، اونجا برای اینجا کامنت بگذار 🙂 درهرصورت از لطف شما بسیار سپاسگزارم 🙂

  4. ژوئیه 28, 2010 در 5:32 ب.ظ.

    در مورد درخت های چمران من هم مثل شما عاشق این کاج ها بودم و هستم! بخصوص توی شب که نور زرد چراغ ها به نوک درختان می تابد و هاله ای زیبا را تشکیل می دهد یا روزهای زمستان که برف به طرز چشم نوازی روزی درختان می نشیند … واقعا حیف

    ممنون از مطلب قشنگت

  5. ژوئیه 28, 2010 در 11:17 ب.ظ.

    همه خاطرات ما دارند یکی‌یکی به تاریخ می‌پیوندند…

  6. ژوئیه 29, 2010 در 10:55 ق.ظ.

    تنها توجیهی که تونستم توی ذهنم برای این کارشون درست کنم این بود که، دارن با ساخت همچین مسیری از مشکل مردم توی پاییز جلوگیری میکنن. اینکه سهمیه بندی بنزین قراره برداشته بشه و خیلی از مردم نمیتونن از ماشین های شخصیشون استفاده کنن. پس نیاز به سیستم حمل و نقل سریع و ارزون حس خواهد شد.
    البته این فکری که به ذهنم رسیده، چیزی از بی کفایتی و عدم درک سیاسی، اجتماعیِ دولتمردامون کم نمیکنه. که با کارهای اوناس که داره یکی یکی، همه چیزمون از بین میره!

  7. ژوئیه 29, 2010 در 10:55 ق.ظ.

    در ضمن، نظر بنده هم به شما نزدیکتره!

  8. اوت 1, 2010 در 8:21 ق.ظ.

    ای بابا! من این روزا مسیر پیاده رویم توی ولیعصره. باورت میشه که بین پارک وی و تجریش، می تونی کم شدن تدریجی چنار ها رو «به چشم ببینی»؟
    خاطراتمون هیچی، به نظرت پی برای فردا مون میمونه؟

    یاد یه چیزی افتادم: یه موقعی کار ایزو می کردم، داشتیم ایزوی 14001 پیاده می کردیم. اون موقع بهترین شعار زیست محیطی ای که دیدم این بود: «ما زمین رو از پدرانمان به ارث نبرده ایم، آن را از فرزندانمان به امانت گرفته ایم» (نقل به مضمون!)

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: