خانه > فرهنگی, تئاتر, سرگرمی > نمایش رستم و اسفندیار

نمایش رستم و اسفندیار

نوامبر 17, 2010 بیان دیدگاه Go to comments

روزهای آخر هفته گذشته تئاتر رستم و اسفندیار از خانم پری صابری (کارگردان بلند آوازه تئاتر) براساس داستان شاهنامه فردوسی در تئاتر شهر بروی پرده رفت. دیدن نام پری صابری برای نوید دادن یک تئاتر خوب کافی است البته وقتی تئاتری مانند شمس پرنده را بیاد بیاوری.

با این حساب مانیز بهمراه تندی چند از دوستان ذوق‌زده سفارش بلیط داده و جمعه شب به تئاتر شهر شتافتیم.

در ابتدا انیمیشنی روی پرده آمد که در آن نام بازیگران و کلا گروه را آورده بودند و البته از کارهای انیمیشنی تقدیر کرده بودند، ما که فکر نمیکردیم این انیمیشن ادامه دار باشد و انتظار پرده‌های همیشگی تئاتر را داشتیم، اما زهی خیال باطل که تا انتهای نمایش پشت هر صحنه فراخور موضوع بجای ،انیمیشنی به نمایش درمی‌امد، که نه از نظر کیفیت و جلوه و طراحی چیزی برای گفتن داشت و گاها نه از نظر ربط به موضوع.

این نمایش دارای حرکاتی موزون هم بود که متاسفانه آنها هم به نظر در کارشان بسیار ناوارد می‌آمدند. و گویا طراح لباس هم چیزی از اینکه این بندگان خدا باید چه جرکاتی را انجام دهند نمی‌دانست زیرا آنچه برای آنها دوخته شده بود اصولا دائم در حال پیچیدن به دست و پایشان بود، بماند که کلا طراحی لباس هم چنگی به دل نمیزد.

در این میان تنها نقاط قوت به نظر من صدای خانم سهیلا پورگرامی بود و بازی کتایون و اسفندیار.

نمی‌دانم مشکل از بودجه کم است یا چیز دیگری ، اما بعضی بزرگان دنیای هنر ما برای خودشان اسم و رسمی دارند، حیف است که ادم برای دیدن کار بعدیشان تردید بکند. کسی که کارهایی آنچنان عالی در کارنامه خود دارد، این نمایش خیلی خیلی برایش کوچک بود.

 

پ.ن : از طرف دوتا از دوستان قدیمی و بسیار خوبم شیخ حقگو و یکی از همین آرشها به دو بازی وبلاگی دعوت شده‌ام ، البته دعوت شیخ آنقدر قدیمی است که دیگر شرمنده‌ام، اما مطمئنا در پست بعدی ، هردوبازی را شرکت می‌کنم.

این روزها سرم خیلی شلوغ است ، اما برای نوشتن همیشه وقت داشته‌ام، موضوع هم ماشالله هر روز بهتر از دیروز در این دیار گل و بلبل اتفاق می‌افتد، اما مهم اون چیزی است که باید باشد تا بنویسم که مدتی است  گم شده، اما احتمالا دوباره دارد پیدا می‌شود. ادمیزاد است دیگر ، گاهی با خودش و دنیای اطرافش درگیر می‌شود. اما اصولا من زود نور چشمک زن را می‌بینم و برمی‌گردم، بنابراین همچنان هستم.

Advertisements
  1. نوامبر 18, 2010 در 12:01 ق.ظ.

    یعنی خواسته بود ابتکاری به خرج داده باشه؟

    • نوامبر 18, 2010 در 8:50 ق.ظ.

      والله نمی دونم، شنیده بودم در برخی نمایش‌های ساده تر بجای پرده های تئاتر از انیمیشن استفاده بشه، انا با توجه به اینکه این نمایش از روی یک افسانه باستانی بود و با توجه به تیم برگزار کننده انتظار این را نداشتیم

  2. نوامبر 18, 2010 در 12:49 ق.ظ.

    کاش هنرمندامون کارهایی رو اجرا کنن، که واقعاً ارزشمند به حساب میاد. از هر لحاظ منظورمه. تن دادن به کارهایی که کارنامه شون رو خدشه دار میکنه، مخاطب رو هم آزرده میکنه تا حدی. به هر حال انتظار مخاطب برآورده نمیشه…
    امیدوارم دوباره پر رنگ شید دوباره : ) بنابراین خوشحالیم که همچنان هستین : )

    • نوامبر 18, 2010 در 8:52 ق.ظ.

      بله متاسفانه این روزها کار خوب کمتر دیده میشه

  3. نوامبر 18, 2010 در 10:53 ب.ظ.

    خوبه. باش.

  4. نوامبر 23, 2010 در 4:27 ب.ظ.

    مهم ترین اصل همین است که هستی… و من براش خوشحالم!
    سلام عزیزم
    راستش من اصلا اهل تئاتر نیستم اما خیلی دوست دارم که اهلش بشم!!! باور کن… نمی دونم چرا جور نمی شه هیچ وقت یه نمایش ببینم… یعنی از اول عمرم تا الان فقط یکی دیدم اونم صد سال پیش فکر کنم…

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: