بایگانی

Archive for دسامبر 2010

راديو بي بي سي و نوجواني من

دسامبر 28, 2010 6 دیدگاه

بي بي سي فارسي هفتاد ساله شده، اونقدر از راديو بي بي سي نوستالژي دارم كه بخوام دربارش چند خطي بنويسم

در دوران آغازين نوجواني من كه خبري از اينترنت و دسترسي فراوان به سايت‌هاي سرگرمي و پخش آنلاين موزيك و ويدئو وجود نداشت و حتي ماهواره‌اي هم در كار نبود و تنها دلخوشي در كنار كانال‌هاي دولتي كه آن زمان نهايتا سه تا بودند ( يادم نيست كانال سه كي بوجود آمد) دسترسي به راديو بي بي سي و البته گاهي هم راديو كويت بود.

براي من آن زمان‌ها برنامه‌هاي يكشنبه شب مهتاب كه موسيقي ايراني پخش مي‌كرد و تيتراژش آهنگ مهتاب ويگن بود به اندازه يك گنج بزرگ ارزش داشت و برنامه دوشنبه شبهاي بهزاد كه موسيقي خارجي رو پخش مي‌كرد ، دنيايي نو رو براي من شناسوند.

و بعد جمعه‌هاي من آنچنان با برنامه روز هفتم و حسين و شهره و بازهم بهزاد گره خورد كه حتي يكبار كه جمعه مي‌خواستيم به مسافرت بريم، تا مطمئن نشدم راديو ماشين پدرم روي موج بي بي سي هيچ مشكلي نداره ، حاضر نشدم به اون مسافرت برم.

خلاصه اينكه برخي از بهترين لحظات نوجوانيم و شادترينشون رو مديون بي بي سي هستم ، و براي اين از همشون تشكر مي‌كنم، و حالا كه ديگه براي خودم سني دارم و مشتري تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي شده‌ام ، اعتقاد دارم كه حرفه‌اي‌ترين رسانه تصويري فارسي زبان را همين رسانه كهنسال دارد.

كتاب فروش‌هاي غيرقانوني خيابان انقلاب

دسامبر 25, 2010 4 دیدگاه

چند روز پيش بعد از مدتها گذرم به ميدان و خيابان انقلاب افتاده بود .‏ بنا به عادت قديمي به كتابهاي چيده‌شده در كنار خيابان هم نگاهي انداختم. در گذشته كتابهايي كه در بساط اين دست‌فروش‌ها پيدا ميشد‏‏ عموما كتابهاي دست دومي با جلدهاي بعضا كهنه و كتابهاي غيرمجازي بودند كه در كتاب‌فروشيها پيدا نمي‌شدند. اما اينبار بيشتر كتابهاي اين دست‌فروشان شامل كتابهاي نو ميشد و حتي شايد 50 درصد كتابها ميان آنها مشترك بود ‏ و در ميان كتابهاي چيده شده بسياري از آنها از عناويني برخوردار بودند كه بسادگي ميشد پشت ويترين كتاب‌فروشيهاي اطراف ديد.
در گذشته وجود اين دست‌فروشها در ميان دنياي كتاب‌فروش‌ها به معناي دور زدن محدوديت‌هاي عرضه كتاب بود‏ اما الان متاسفانه انگار تبديل به راهي براي فرار از ماليات و عرضه كتاب بدون بحث‌هاي هزينه‌اي آن شده‌ باشد.
ديدن دست‌فروش‌ها كلا پديده عجيبي نيست ‏ اما در خيابان انقلاب و در كنار ده‌ها كتاب‌فروشي كه با ركود بازار كتاب و مشكلات هزينه‌اي همچنان به فروش كتاب مي‌پردازند‏ صحنه خوشايندي نيست.

دسته‌ها:فرهنگی, اجتماع برچسب‌ها:

سکوت فعلی ناشی از ناامیدی است

دسامبر 23, 2010 3 دیدگاه

وبلاگ خوب مجمع دیوانگان در پست نشانه عقب‌‌ماندگی به بحث انتخابات و اعتراضات مردم پس از آن و بعد سکوت فعلی آنها دربرابر قانون هدف‌مندسازی یارانه‌ها اشاره کرده است و با مقایسه رفتار اعتراضی مردم ایران به اروپا بحث عقب‌ماندگی مردم ایران را نتیجه‌گیری کرده است. با این صحبت که ما از بسیاری جهات با جامعه پیشرفته آنها فاصله داریم و عقب‌تر هستیم مشکلی ندارم، اما به نظرم ریشه آن اعتراض میلیونی بعد از انتخاب و این سکوت گسترده فعلی به چیزی غیر از عقب‌ماندگی مربوط است و آن وجود یا عدم وجود امید است.

در برهه قبل از انتخابات مردم بسیار امیدوار شده‌بودند، لبخند را تقریبا توی صورت هرکسی می‌دیدی ، به یکدیگر احترام می‌گذاشتند و احساس همبستگی می‌کردند ، . واقعا امید داشتند که می‌توانند در روند رو به سقوط کشور تغییری ایجاد کنند و همین امید بود که آن جمعیت را به‌پای صندوق‌های رای کشاند و بعد از آن نتیجه غیرقابل باور، مردمی که ناگهان امیدهای خود را از بین‌رفته می‌دیدند تمام تلاش خود را کردند که از نابودی آن آرزوها جلوگیری کنند. بنابراین آن اتفاقاتی افتاد که هم دیدیم و بودیم.

اما الان دوباره همه امیدها از بین رفته‌است. مردم واقعا خسته هستند. حوصله ندارند و امیدی به آینده ندارند. فکر می‌کنند باید روزبروز فقط نظاره‌گر بدتر شدن اوضاع باشند. شوخی نیست خبرها از همه طرف بد است. سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و…. بنابراین دیگر تلاشی نمی‌کنند. مردم ما، مردمی عادی هستند مثل همه مردم دنیا، شاید میانشان چندین انسان با روحیه‌ای بالاتر از نرمال پیدا شود و قهرمان باشند، اما اکثریت تاحدی توان مبارزه دارند وقتی از آنها ، همه آنچه دارند و برایش رویا می‌بافند گرفته شود، دیگر جانی برایشان نمی‌ماند که بخواهند اعتراض کنند.

دسته‌ها:انتخابات, اجتماع
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: