خانه > شخصی > سی و چهار سالگی

سی و چهار سالگی

سی و چهار اگه بجای سن معنی دیگه‌ای الان داشت برام خوشحال کننده تر بود. می تونست تعداد روزای مرخصیم تو سال باشه یا قسمتی از شماره حساب پر از پولم تو یه بانک ، اما فعلا که برای من هیچ کدوم نیست جز اونی که نباید باشه. حتی تکرارش هم می کنم می ترسم. اون موقع ها که خیلی سنم پایین تر بود اگه بهم می گفتن یکی سی و چهارسالشه کلا یه آدم جاافتاده میومد تو ذهنم که دیگه هیچی از جوونی توش نمونده که خدا رو شکر الان ربطی به من کنونی نداره. شاید هم بهمین خاطره که واقعا باورم نمیشه سی و چهارسالم شده. سی و چهار سال؟؟ واقعا؟؟

از روزی که از سی گذشتم همش فکر می کنم تا کی وقت دارم دنبال چیزایی که دوست دارم برم، جاهایی که دوست دارم رو ببینم و هرسال که یه دونه به این عدد اضافه میشه نگرانیم هم اضافه میشه اما کاریش هم نمی تونم بکنم. این یکی رو هیچ جوره نمیشه جلوش رو گرفت هی میره جلوتر و هی میره حالا چه من باور کنم چه نکنم.

 تولدم مبارک.

دسته‌ها:شخصی
  1. جون 9, 2014 در 10:13 ب.ظ.

    بسیار بسیار مبارکه. غمی نیست. 34 سالگی تازه دوران پختگی جوانیه. انشالله سالم باشین وسلامت

  1. No trackbacks yet.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: