سال نو مبارک

ژانویه 1, 2015 ۱ دیدگاه

از پنجره بیرون رو نگاه می کنم. یه سری خونه ها آتیش بازیهای کوچیک دارن مثل همونایی که ما تو چارشنبه سوری داریم.

فکر میکنم الان که سال نو ما نیست. من باید خوشحال باشم یا نه؟ الان دوبار در سال، سال نو دارم؟ نه، هنوز زوده . حسی ندارم فقط برام مثل این میمونه که به جشن تولد دختر همسایه نگاه کنم و براش خوشحال باشم.

 با اینحال دوشنبه میرم سرکار و به همه سال نو مبارکی میگم بعد توضیح میدم که سال نو ما یه وقت دیگه است. اینطوری هنوز فقط به یجا تعلق

دارم. اما سال بعد و سالهای بعد چی ؟ اگه یروزی بچه ای باشه چی؟ برای اون دیگه فقط الانه که سال نوئه نه اول فروردین قشنگ ما

اینهم از افکار مالیخولیایی آخر سال ما، سال نو اونا یا ما در خانه جدید مبارک

Advertisements
دسته‌ها:Uncategorized

بهترین کتابهایی که در سال 2014 خواندم

دسامبر 31, 2014 بیان دیدگاه

به پاسداشت آشتی دوباره با کتاب ، تصمیم گرفتم در آخرین روز از سال 2014 میلادی درباره بهترین کتابهایی که در سال گذشته خواندم بنویسم. 

18090147

The Enchanted

 کتاب عجیب و غیرمنتظره‌ایه. کتاب را از دریچه یک زندانی می‌خوانی و از فکرها و تعبیرهاش لذت می‌بری . آدمهایی را می‌بینی که در صف اعدام هستند و تنها نجات‌دهنده آنها خانمی است که دنبال چرایی جنایت‌های آنها می‌گردد، در گذشته آنها جستجو می‌کند و راهی را که منجر به وجود آوردن یک جانی بی‌رحم شده، بررسی می‌کند. از نظر من رنه دنفیلد دنیای تاریک اما بسیار زیبایی را در این کتاب خلق کرده که صددرصد ارزش پا گذاشتن در آن وجود دارد.‏

18498558

Bird Box

من معمولا کتاب ترسناک زیاد نمی خوانم همانطور که فیلم ترسناک زیاد نمی‌بینم و حقیقتا یادم نمی‌آید که چطور به این کتاب رسیدم با اینحال از خواندن آن راضیم. در کتاب با موجود یا پدیده‌ای روبرو میشویم که نباید آن را با چشم ببینی و گرنه دچار جنون میشوی و اطرافیان و بعد خودت را  می‌کشی . وجود این پدیده جامعه انسانی را از هم می پاشاند و همه را به داخل فضاهای بسته بدون هیچ روزنه‌ای به بیرون می‌کشاند . خارج از فضای بسته خبری از حس بینایی نیست و راه را فقط باید با استفاده از حس لامسه پیدا کنی و خطر را با حس شنوایی تشخیص بدی.

18143977

All the light we cannot see

این کتاب زندگی دو کودک و سپس نوجوان را در قبل از سالهای جنگ جهانی دوم و در خلال جنگ بررسی می کند و درواقع در کنار زندگی آنها زندگی دو جامعه را به ما نشان میدهد ، جامعه مورد تهاجم قرار گرفته فرانسه و جامعه متهاجم آلمان . در کتاب بیرحمی و قساوت قلب در کنار مهربانی و عطوفت به تصویر کشیده شده. در هردو جبهه آدمهایی را می‌بینیم که ارزشهای انسانی هنوز در آنها وجود دارد و برعکس.

19288239

Colorless Tsukuru Tazaki and His Years of Pilgrimage

آخرین کتاب موراکامی درباره مردی بنام سوکورو تازاکی است که بین اطرافیانش تنها نام بدون رنگ را دارد. در نامهای همه دوستان و کسانیکه در زندگی‌اش نقشی داشتند همیشه رنگی وجود داشته و اون تنها آدم بدون رنگ و خالی و پوچ است. از زمانی که بیرحمانه از گروه دوستی دبیرستانش طرد می شود تا الان که سالها از آن روز گذشته هرگز نتوانسته از آن رنج و درد آزاد شود. کتاب آرام آرام ما را در گذشته و حال جلو می‌برد . برداشت‌های ما از خودمان و دوستیهایمان را به چالش می‌کشد و برای ما از دلیل هایی صحبت می کند که هرگز به فکر ما نرسیده مسبب اتفاقاتی هستند که برای ما افتاده .وقتی این کتاب را می‌خواندم به هزاران باری فکر کردم که بی‌دلیل خود را برای خیلی چیزها سرزنش کردم.

18007564

The Martian

درباره کتاب مریخی قبلا اینجا نوشته بودم. کتاب بسیار خوب نوشته شده و داستان جذابی داره و در ژانر علمی تخیلی بعنوان بهترین کتاب امسال در سایت گودریدز برگزیده شده. اگر مثل من به این ژانر علاقه‌مند هستید حتما از خواندن این کتاب لذت خواهید برد.

دختری که دستهایش از دوهفته به مهر تا دو هفته بعدش همیشه سیاه بود

سپتامبر 18, 2014 2 دیدگاه

بمحض اینکه از شرکت میام بیرون یه نفس عمیق می‌کشم، هوای بوی آشنایی دارد، خیلی آشنا.

و یک لحظه بعد دیگه کارمند یه شرکت نرم‌افزاری تو تورنتو نیستم ، یه دختر ده یازده ساله‌ام تو یه باغ تو عباس‌آباد همدان، زیر درخت گردو ایستادم و دارم هرچی دستم می رسه را به طرف گردوهای رو شاخه که از دسترس من دور هستند پرت می کنم بلکه یکی بیفته پایین.

این درخت گردو بین درخت های گردو باغ محبوب ترین منه چون تو یه محوطه نسبتا باز و برخلاف باقی قسمتهای باغ، مسطح قرار گرفته و اگر گردویی بیفته پایین قل نمی خوره بره تو یه طبقه دیگه باغ.

بابا از اون طرف پیداش میشه و میگه : چقدر بگم ؟ هنوز نرسیدن. حداقل باید یکی دو هفته دیگه صبر کنی. اما کیه که گوش بده اینقدر بالا و پایین می پرم و چیز پرت می کنم تا بالاخره چند تا گردو میفته پایین.

تا خودم به چشم خودم اون مایع سفید یا بیرنگ وسط گردو رو نبینم رضایت نمی دم که هنوز حتی یخورده هم نرسیدن ، ناامید میرم سراغ باقی میوه‌های رسیده و البته کمتر جذاب مثل سیب.

وقتی شب با بابا برمیگردیم خونه مامان یه نگاه به انگشت های سیاه شده از پوست گردوی من می اندازه و به بابا میگه هرسال همین بساط رو داریم دیگه ، آخه این دستای یه دختره؟

بابا هم می خنده و شونه بالا می اندازه که از پسش برنمیام و….. 

مطمئنم که اگه می خواست برمیومد اما دستهای سیاه داشتن می ارزید به اون برق خوشحالی که همیشه تو چشام بود.

دسته‌ها:شخصی برچسب‌ها:

روزهای خوب دور

ژوئیه 19, 2014 3 دیدگاه

همه همسایه ها خونه ترانه خانوم جمعند.شادترین همسایه، همیشه وقتی حین بازی تو کوچه، می خوردم زمین و میترسیدم با زانوهای زخمی برم خونه قبلش میرفتم خونه ترانه خانوم برام چسب میزد، مهربونی تو ذاتش بود . یه دختر تهرانی شیطون و مهربون که زن یه مرد همدانی بدعنق و ساکت شده بود.

. پسر کوچیکه اش تازه زبون باز کرده، هنوزم کمتر بچه ای به اون شیرینی دور و برم میبینم. بزرگ و کوچیک عاشقش بودن. همونکه بعدا تو دبیرستان معتاد شد.

ما بچه هادورش جمع شدیم، یه خیار دستش دادیم داریم به کلنجار رفتنش میخندیم

….. مهم نیست چقدر سعی کنم،خاطره همینجا تموم میشه، انگار پرده های مغزم یهو جلوی چشمام رو میگیرن.

هرچند همین چند لحظه هم برای حس شیرینی اون روزها برام کافیه، اما دلم میخواد بیشتر بودن این لحظه ها. لحظه هایی با مزه خوب روزهای دور.

دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها:

معرفی کتاب : مریخی

ژوئیه 10, 2014 3 دیدگاه

the-martian-by-andy-weir

کتاب مریخی داستانی علمی تخیلی نوشته اندی ویر نویسنده آمریکایی است. 

«در جریان یک طوفان مریخی، مارک از سایر اعضای گروه جدا افتاده و آنها بعد از جستجو و با توجه به شواهد به این نتیجه می‌رسند که او مرده است و برای نجات جان خودشان چاره‌ای ندارند که ماموریت را ناتمام گذاشته و به زمین برگردند. 

مارک که هم گیاه‌شناس است و هم مهندس مکانیک تمام سعی خود را بکار می‌بندد که شرایط سختی را که دارد بنفع خود برگرداند و تا زمان اعزام سفینه بعدی به مریخ که چهار سال دیگر است خود را زنده نگه دارد. اما حوادث زیادی انتظار او را می کشد.»

این روزها کتاب‌های زیادی پیدا نمی‌کنم که براحتی همه صفحاتش قابل خواندن باشد، خیلی وقتها بیست سی صفحه را از قلم می‌اندازم و اتفاق خاصی هم رخ نمی‌دهد، اما این کتاب را دوست داشتم به روال معمول ادامه بدهم. ارزش خواندن داشت.

Andy-Weir-Author-Photo-Cropped

 اندی ویر مهندس کامپیوتر نرم‌افزار بوده و فضا از موضوعات مورد علاقه‌ همیشگی اش است، او همچنین علاقه بسیاری به موضوعاتی مثل نسبیت، مکانیک مداری و تاریخ مسافرتهای فضایی سرنشین‌دار دارد.

 این اولین کتاب او بوده که بسیار هم خوب و موفق از آب درآمده است. شرکت فاکس قرن بیستم قرار است فیلمی از روی این کتاب تهیه کند و صحبت‌ها  برای حضور ریدلی اسکات بعنوان کارگردان و مت دیمون در نقش مارک واتنی درجریان است. 

خط کشیدم : یک

ژوئیه 4, 2014 بیان دیدگاه
مهاجرت - مانا نیستانی

مهاجرت – مانا نیستانی

خبر یک خط بیشتر نیست :

یک سال شد که اینجا هستیم.

دسته‌ها:شخصی

سی و چهار سالگی

ژوئن 9, 2014 ۱ دیدگاه

سی و چهار اگه بجای سن معنی دیگه‌ای الان داشت برام خوشحال کننده تر بود. می تونست تعداد روزای مرخصیم تو سال باشه یا قسمتی از شماره حساب پر از پولم تو یه بانک ، اما فعلا که برای من هیچ کدوم نیست جز اونی که نباید باشه. حتی تکرارش هم می کنم می ترسم. اون موقع ها که خیلی سنم پایین تر بود اگه بهم می گفتن یکی سی و چهارسالشه کلا یه آدم جاافتاده میومد تو ذهنم که دیگه هیچی از جوونی توش نمونده که خدا رو شکر الان ربطی به من کنونی نداره. شاید هم بهمین خاطره که واقعا باورم نمیشه سی و چهارسالم شده. سی و چهار سال؟؟ واقعا؟؟

از روزی که از سی گذشتم همش فکر می کنم تا کی وقت دارم دنبال چیزایی که دوست دارم برم، جاهایی که دوست دارم رو ببینم و هرسال که یه دونه به این عدد اضافه میشه نگرانیم هم اضافه میشه اما کاریش هم نمی تونم بکنم. این یکی رو هیچ جوره نمیشه جلوش رو گرفت هی میره جلوتر و هی میره حالا چه من باور کنم چه نکنم.

 تولدم مبارک.

دسته‌ها:شخصی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: