بایگانی

Posts Tagged ‘معرفی کتاب’

شهر شیشه‌ای، پل استر

نوامبر 16, 2015 ۱ دیدگاه

چندسال پیش کتاب شهر شیشه‌ای را خونده بودم و یادم بود که دوستش داشتم اما در تصمیم به اینکه بین کتاب‌خونیهام جایی را برای لیست هزار و یک کتابی که باید پیش از مرگ بخونید بازکنم تصمیم گرفتم سه گانه نیویورک را بخونم که خب اولین کتاب شهر شیشه‌ای بود.‏

کل داستان و شیوه روایت اون برام جذاب بود اما از همه بیشتر بازی که با واژه‌ها و پیوند زدن اون به کاربرد اشیاء یا حتی آدمها بود که نظرم را جلب کرد. در قسمتی از گفتگوی بین کویین و استیلزمن می بینیم که استیلزمن درمورد چتر صحبت می کنه و اینکه چتر همیشه یادآور چیزی است که انسان را در برابر باران حفظ می‌کنند. اما اگر چتر بشکند چی، دیگر کارآیی ندارد پس آیا باید هنوز هم از آن بعنوان چتر اسم برد؟

این تغییر کاربری را در خود کویین هم می بینیم. وقتی شخصیت و شغل اون براساس نامی که خودش را معرفی می کنه تغییر می کنه. حتی از دید استیلزمن هم وقتی کویین در هربار مواجه نام جدیدی را بعنوان اسم خودش بهش میگه، استیلزمن درمورد موضوع جدیدی باهاش صحبت می کنه و حرفهای قبلی را تکرار نمی‌کنه انگار نام با هویت طرف ارتباط نزدیکی داره و هربار تغییرش یک شخصیت جدید و کاربرد جدید به شخصی میده که این نام را اعلام کرده.‌‏

به نظر من استر در دنیای مدرن زندگی می‌کنه و از این دنیای مدرن هم می‌نویسه. از پیچیدگیهایی که هرکدوم از ما در طی روز ممکنه باهاش برخورد کنیم اما خیلی طبیعی رد بشیم. درواقع پیچیدگیهایی که می تونن وجود داشته باشند یا نه. بسته به اینکه ما کی هستیم، کجا زندگی می کنیم و چه نامی داریم.‏

بهترین کتابهایی که در سال 2014 خواندم

دسامبر 31, 2014 بیان دیدگاه

به پاسداشت آشتی دوباره با کتاب ، تصمیم گرفتم در آخرین روز از سال 2014 میلادی درباره بهترین کتابهایی که در سال گذشته خواندم بنویسم. 

18090147

The Enchanted

 کتاب عجیب و غیرمنتظره‌ایه. کتاب را از دریچه یک زندانی می‌خوانی و از فکرها و تعبیرهاش لذت می‌بری . آدمهایی را می‌بینی که در صف اعدام هستند و تنها نجات‌دهنده آنها خانمی است که دنبال چرایی جنایت‌های آنها می‌گردد، در گذشته آنها جستجو می‌کند و راهی را که منجر به وجود آوردن یک جانی بی‌رحم شده، بررسی می‌کند. از نظر من رنه دنفیلد دنیای تاریک اما بسیار زیبایی را در این کتاب خلق کرده که صددرصد ارزش پا گذاشتن در آن وجود دارد.‏

18498558

Bird Box

من معمولا کتاب ترسناک زیاد نمی خوانم همانطور که فیلم ترسناک زیاد نمی‌بینم و حقیقتا یادم نمی‌آید که چطور به این کتاب رسیدم با اینحال از خواندن آن راضیم. در کتاب با موجود یا پدیده‌ای روبرو میشویم که نباید آن را با چشم ببینی و گرنه دچار جنون میشوی و اطرافیان و بعد خودت را  می‌کشی . وجود این پدیده جامعه انسانی را از هم می پاشاند و همه را به داخل فضاهای بسته بدون هیچ روزنه‌ای به بیرون می‌کشاند . خارج از فضای بسته خبری از حس بینایی نیست و راه را فقط باید با استفاده از حس لامسه پیدا کنی و خطر را با حس شنوایی تشخیص بدی.

18143977

All the light we cannot see

این کتاب زندگی دو کودک و سپس نوجوان را در قبل از سالهای جنگ جهانی دوم و در خلال جنگ بررسی می کند و درواقع در کنار زندگی آنها زندگی دو جامعه را به ما نشان میدهد ، جامعه مورد تهاجم قرار گرفته فرانسه و جامعه متهاجم آلمان . در کتاب بیرحمی و قساوت قلب در کنار مهربانی و عطوفت به تصویر کشیده شده. در هردو جبهه آدمهایی را می‌بینیم که ارزشهای انسانی هنوز در آنها وجود دارد و برعکس.

19288239

Colorless Tsukuru Tazaki and His Years of Pilgrimage

آخرین کتاب موراکامی درباره مردی بنام سوکورو تازاکی است که بین اطرافیانش تنها نام بدون رنگ را دارد. در نامهای همه دوستان و کسانیکه در زندگی‌اش نقشی داشتند همیشه رنگی وجود داشته و اون تنها آدم بدون رنگ و خالی و پوچ است. از زمانی که بیرحمانه از گروه دوستی دبیرستانش طرد می شود تا الان که سالها از آن روز گذشته هرگز نتوانسته از آن رنج و درد آزاد شود. کتاب آرام آرام ما را در گذشته و حال جلو می‌برد . برداشت‌های ما از خودمان و دوستیهایمان را به چالش می‌کشد و برای ما از دلیل هایی صحبت می کند که هرگز به فکر ما نرسیده مسبب اتفاقاتی هستند که برای ما افتاده .وقتی این کتاب را می‌خواندم به هزاران باری فکر کردم که بی‌دلیل خود را برای خیلی چیزها سرزنش کردم.

18007564

The Martian

درباره کتاب مریخی قبلا اینجا نوشته بودم. کتاب بسیار خوب نوشته شده و داستان جذابی داره و در ژانر علمی تخیلی بعنوان بهترین کتاب امسال در سایت گودریدز برگزیده شده. اگر مثل من به این ژانر علاقه‌مند هستید حتما از خواندن این کتاب لذت خواهید برد.

Flowers for Algernon

نوامبر 25, 2013 5 دیدگاه

fl

My name is Charlie Gordon…I am 32 years old…I don’t no why Im dumb…or what I did rong. Maybe its because I dint try hard enuf

مدتها بود از خواندن کتابی آنقدر لذت نبرده بودم که تمام مدت بهش فکر کنم. این کتاب را مثل باقی مطالعات این روزهام توی اتوبوس موقع رفت و برگشت به کار خواندم. اما هر روز صبح ده دقیقه مانده به محل کارم خودم را مجبور می کردم کتاب را کنار بگذارم و روزنامه دست بگیرم تا از فضای کتاب بیرون بیایم وگرنه سرکار دائم بهش فکر می کردم.

داستان از زبان مرد سی و دو ساله عقب افتاده ای است که قراره تحت عمل جراحی قرار بگیرد و ضریب هوشیش بالاتر برود. درواقع کل کتاب نوعی دفترخاطرات است که گزارش پیشرفت چارلی از قبل از عمل تا بعد از عمل و تبدیل شدن به یک انسان نابغه و اتفاقات بعدش را دربر می گیرد. دنیل کیز بقدری عالی این تبدیل را درقالب کلمات و احساسات یک انسان نشان داده که آدم براحتی دنیا را از زاویه دید چارلی گوردون می بیند و همزمان با او تغییر می کند.

کتاب توسط مهرداد بازیاری به فارسی ترجمه و توسط انتشارات معین چاپ شده است . من ترجمه را نخواندم و نمی خواهم قضاوت کنم اما با توجه به تجربه ای که با نسخه انگلیسی خودم داشتم، قویا خواندن نسخه اصلی را توصیه می کنم.

درگاه ویکی پدیا برای این کتاب : Flowers for Algernon

معرفی کتاب : مارگریتا دلچه ویتا

فوریه 10, 2013 بیان دیدگاه

photo-(3)

» قدم به داخل کتابفروشی گذاشتن همانا، کیف پول را خالی کردن همانا، و آشنایی با سرکار خانم مارگریتا دلچه‌ویتا همانا»

جمله‌های بالا از مقدمه مترجم کتاب «مارگریتا دلچه ویتا» نوشته استفانو بنی و ترجمه حانیه اینانلو انتخاب شده‌اند. وقتی می‌خواستم کتاب را بخرم براساس پیش ذهنیتی که از استفانو بنی و کتاب » کافه زیر دریا» داشتم، کتاب را برداشتم و وقتی این جمله مترجم را خواندم ، اشتیاقم برای خرید کتاب بیشتر شد.

کتاب تکه‌هایی از زندگی دختری ایتالیایی بنام مارگریتا دلچه ویتا است که در حومه شهر زندگی می کند و اتفاقات دور و برش و زندگی روزمره خودش و اطرافیانش را بنوعی دارد بیان می‌کند.

وقتی کتاب شروع شد بشخصه اوائلش برای من جذابیت نداشت کمی سردرگم و زیادی روزمره و عجیب بود اما همینطوری که پیش رفت، شخصیت مارگریتا آنقدر بهم نزدیک شد که دیگه روزمرگی کتاب برام اهمیت نداشت، دوست داشتم ببینم مارگریتا دیگر چکار می کند.

شخصیت مارگریتا اینقدر آشناست که بقول مترجم می تواند تو همسایگی ما زندگی کرده باشد و یا شاید حتی قسمتی از خود ما باشد، بخاطر همین شاید الان من بیشتر از اینکه کتاب را دوست داشته باشم خود مارگریتا را دوست دارم، دلم می‌خواست که واقعا این دختر در همسایگی من زندگی می‌کرد و می دیدمش.

خواندن این کتاب و آشنایی با مارگریتا برای من لذت بخش بود، شاید برای شما هم همینطور باشد، اگر دوست داشته باشید بخوانیدش، این کتاب را انتشارات خورشید به چاپ رسانده است.

معرفی کتاب : سفر در اتاق کتابت

ژانویه 20, 2012 2 دیدگاه

سفر در اتاق کتابت مثل بیشتر کارهای استر پر از توهم و تخیل است . قهرمانی که در توهمات خودش دائم بدنبال یافتن حقیقت است و دامنه تخیلاتش به آدم های زندگیش کشیده شده اند. فضای داستان های استر تا جایی که من آنها را خوانده‌ام‌، پر است از توهم، اسارتی که خود از این توهمات نشات می گیرد و نظراتی که همیشه اعمال می شود و قهرمانانی که نظم و ترتیب معمولا یکی از خصوصیات ذاتی آنهاست. سفر در اتاق کتابت هم همه این مولفه ها را درخود دارد. اگر داستانهای دیگر پل استر را خوانده اید و لذت برده اید این کتاب کوچک را هم دوست خواهید داشت. و اگر تا بحال کتابی از این نویسنده نخوانده اید، کتاب خوبی برای شروع است چون کوتاه است.

پ.ن : من همین ترجمه یعنی ترجمه آقای احسان نوروزی را خواندم و راضی هم بودم، کم و کاستیهایی داشت ، اما در کل روان بود.

آغازی نو با کتاب

مارس 28, 2010 13 دیدگاه

سلام

سال 88 هم با تمام بدیها ، تجربه ها،دردهایش و از آن سو همدلیهای و آگاهیهایش گذشت، روزی و سالی نو آغاز شد، شاید با صبر و متانت و تفکر خودمان و همراهی چرخ گردون سال بهتری پیش روی همه ما ایرانیان باشد. راستش دوست دارم سال جدید را با شادی و امید شروع کنم و اجازه ندهم این ویروس افسردگی که بزرگترین آرزوی آن دیگران برای ما است گریبانگیرمون باشه. با خشم و نفرت هیچ کاری نمیشود کرد اما با دل شاد میشه از بزرگترین صدها گذشت.

از اونجایی که ما سال جدید را با سفر به کمی بالاتر از مرزهای شمال غربی کشورمان و درواقع درگذشته ای نه چندان دور جزئی از کشورمان یعنی سرزمین ارمنستان شروع کردیم و مسافرتی 30 ساعته بر روی زمین داشتیم، بنده از فرصت استفاده کرده و در طول مسیر کتاب خواندم که گفتم شاید بد نباشه اگر پست ابتدای سال نو را به معرفی این کتاب ها اختصاص بدهم.

1- بازی عروس و داماد نوشته بلقیس سلیمانی – مجموعه داستان


محتوای اصلی داستانها مرگ است ، برخلاف اسم کتاب. داستانهایی بسیار کوتاه که از پشت آنها می توان ردپای قلم یک زن را بوضوح حس کرد. بلقیس سلیمانی مرگ را به حالتهای مختلف و در ابعاد و سنین مختلف و بطور عجیبی در این کتاب به تصویر می کشد انگار خود مرگ نیست که مهم هست ، حال و هوا و احساسات و اطرافیان هستندکه در این کتاب از مرگ با شما سخن می گویندو

بعضی از داستانهایش را دوست دارم دوباره بخوانم.

2- این مردم نازنین نوشته رضا کیانیان – مجموعه خاطرات رضا کیانیان از مردم


بسادگی می توانم بگویم که این خاطرات بسیار دوست داشتنی بودند و گاهی از دیدی همتراز و گاهی از دیدی بالاتر نگاشته شده بودند ، از دید بالاتر نه بخاطر دید یک بازیگر بخاطر دید یک انسان که گاهی برایش افراد همتراز هستند، گاهی بالاتر و گاهی پایینتر . و دروغه اگر بگوییم همه ما آدمها رو به یک چشم می بینیم. خلاصه از این کتاب هم لذت بردم.

3- یوسف آباد خیابان سی و سوم  – داستان – نوشته سینا دادخواه


اینهم کتاب عجیبی بود، منو شدید یاد کتاب جزیره سرگردانی می انداخت با وجود اینکه اصرار داشتم و هنوز هم اصرار دارم که اصلا بهم ربطی نداشتند. نمی دونم چرا! اما کتاب جالبیه و به یک بار خوندنش می ارزه.

هیچی هیچی که نداشته باشه کلی اطلاعات درباره برندها بهتون میده 😉

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: