Archive

Posts Tagged ‘پل استر’

شهر شیشه‌ای، پل استر

نوامبر 16, 2015 ۱ دیدگاه

چندسال پیش کتاب شهر شیشه‌ای را خونده بودم و یادم بود که دوستش داشتم اما در تصمیم به اینکه بین کتاب‌خونیهام جایی را برای لیست هزار و یک کتابی که باید پیش از مرگ بخونید بازکنم تصمیم گرفتم سه گانه نیویورک را بخونم که خب اولین کتاب شهر شیشه‌ای بود.‏

کل داستان و شیوه روایت اون برام جذاب بود اما از همه بیشتر بازی که با واژه‌ها و پیوند زدن اون به کاربرد اشیاء یا حتی آدمها بود که نظرم را جلب کرد. در قسمتی از گفتگوی بین کویین و استیلزمن می بینیم که استیلزمن درمورد چتر صحبت می کنه و اینکه چتر همیشه یادآور چیزی است که انسان را در برابر باران حفظ می‌کنند. اما اگر چتر بشکند چی، دیگر کارآیی ندارد پس آیا باید هنوز هم از آن بعنوان چتر اسم برد؟

این تغییر کاربری را در خود کویین هم می بینیم. وقتی شخصیت و شغل اون براساس نامی که خودش را معرفی می کنه تغییر می کنه. حتی از دید استیلزمن هم وقتی کویین در هربار مواجه نام جدیدی را بعنوان اسم خودش بهش میگه، استیلزمن درمورد موضوع جدیدی باهاش صحبت می کنه و حرفهای قبلی را تکرار نمی‌کنه انگار نام با هویت طرف ارتباط نزدیکی داره و هربار تغییرش یک شخصیت جدید و کاربرد جدید به شخصی میده که این نام را اعلام کرده.‌‏

به نظر من استر در دنیای مدرن زندگی می‌کنه و از این دنیای مدرن هم می‌نویسه. از پیچیدگیهایی که هرکدوم از ما در طی روز ممکنه باهاش برخورد کنیم اما خیلی طبیعی رد بشیم. درواقع پیچیدگیهایی که می تونن وجود داشته باشند یا نه. بسته به اینکه ما کی هستیم، کجا زندگی می کنیم و چه نامی داریم.‏

معرفی کتاب : سفر در اتاق کتابت

ژانویه 20, 2012 2 دیدگاه

سفر در اتاق کتابت مثل بیشتر کارهای استر پر از توهم و تخیل است . قهرمانی که در توهمات خودش دائم بدنبال یافتن حقیقت است و دامنه تخیلاتش به آدم های زندگیش کشیده شده اند. فضای داستان های استر تا جایی که من آنها را خوانده‌ام‌، پر است از توهم، اسارتی که خود از این توهمات نشات می گیرد و نظراتی که همیشه اعمال می شود و قهرمانانی که نظم و ترتیب معمولا یکی از خصوصیات ذاتی آنهاست. سفر در اتاق کتابت هم همه این مولفه ها را درخود دارد. اگر داستانهای دیگر پل استر را خوانده اید و لذت برده اید این کتاب کوچک را هم دوست خواهید داشت. و اگر تا بحال کتابی از این نویسنده نخوانده اید، کتاب خوبی برای شروع است چون کوتاه است.

پ.ن : من همین ترجمه یعنی ترجمه آقای احسان نوروزی را خواندم و راضی هم بودم، کم و کاستیهایی داشت ، اما در کل روان بود.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: