خانه > شخصی > نبود شجاعت

نبود شجاعت

گاهی با تمام وجود می خواهی چیزی بگویی اما نه آنقدر توانا هستی که هوشمندانه مطلب را بدون اینکه برایت دردسری درست شود بگویی نه آنقدر شجاع که بدون ترس هر آنچه دوست داری بیان کنی!

حس بدیست

دسته‌ها:شخصی برچسب‌ها: ,
  1. آگوست 4, 2009 در 3:44 ب.ظ.

    واقعا !
    کاملا درد مشترکم

  2. آگوست 4, 2009 در 10:39 ب.ظ.

    درسته البته ولی یادمون باشه که ما چنین نبودیم، چنین شدیم!

  3. آگوست 5, 2009 در 3:14 ق.ظ.

    اوهوم حرف دلمو زدی 😐

  4. آگوست 6, 2009 در 8:26 ق.ظ.

    سلام صندوقک. خوبی؟
    کم پیدایی؟

  5. akharinbarg
    آگوست 10, 2009 در 1:02 ق.ظ.

    این از اون پست ها بود که حسابی به من چسبید! شاید واسه اینکه با تمام وجودم تجربه اش کردم و حالا یکی تجربه ی منو به زبون آورده!

  1. No trackbacks yet.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: