خانه > Uncategorized, کتابخونه, شخصی > نتايج دو ساعت نمايشگاه گردي بنده

نتايج دو ساعت نمايشگاه گردي بنده

نتيجه دوساعت گشت در نمايشگاه كتاب :

بخاراي من ايل من

بخاراي من ايل من – محمد بهمن بيگي – انتشارات تخت جمشيد

«من در یك چادر سیاه به دنیا آمدم. زندگانی را در چادر با تیر تفنگ و شیهه اسب آغاز كردم. تا ده سالگی حتی یك شب هم در شهر و خانه شهری به سر نبردم… در پایتخت به تكاپو افتادم و با دانشنامه حقوق قضایی به سراغ دادگستری رفتم تا قاضی شوم و درخت بیداد را از بیخ و بن براندازم. دلم گرفت و از ترقّی عدلیّه چشم پوشیدم. در ایل چادر داشتم، در شهر خانه نداشتم. در ایل اسب سواری داشتم، در شهر ماشین نداشتم. در ایل حرمت و آسایش و كس و كار داشتم، در شهر آرام و قرار و غمخوار و اندوه‌گسار نداشتم. نامه‌ای از برادرم رسید. بوی جوی مولیان مدهوشم كرد. ترقّی را رها كردم. تهران را پشت سر گذاشتم و به سوی بخارا بال و پر گشودم. بخارای من ایل من بود…

اگر قره قاج نبود

اگر قره قاج نبود – محمد بهمن بيگي – انتشارات قشقايي – ناشر همكار : انتشارات قشقايي

«اگر پيچ و خم‌هاي رودخانه‌ي قره‌قاج، آنجا كه به نخلستان «مَكو» مي‌رسد آن همه دل‌انگيز نبود؛

اگر بيشه‌ها و دشت‌هاي پيرامونش آن همه درّاج و آهو نداشت؛

اگر پر و بال دراج‌هايش آن همه رنگين و چشم آهوهايش آن همه سياه نبود، روز و روزگار من غير از اين بود!

اگر اين اگرها نبود، من آدمي ديگر و در عالمي ديگر بودم! «

خوبي خدا

خوبي خدا – 9 داستان از نويستدگان امروز آمريكا – ترجمه امير مهدي حقيقت – نشر ماهي

«مي گويند اگر رمان را به فيلم بلند تشبيه كنيم، داستان كوتاه عكسي از يك لحظه زندگي است. با اين تعبير مي توان گفت مجموعه ي حاضر آلبومي است از 9 قطعه «عكس»، 9 تصوير از زندگي، كه ظرف شش سال گذشته، از نشريات ادبي آمريكا برگزيده ام. فضاي آنها با هم متفاوت است اما همگي يك وجه مشترك دارند : ساده اند.»

در وبلاگ خودش درباره اين كتاب بيشتر بخوانيد.

قصه هايي براي بزرگسالان

قصه هايي براي بزرگسالان – ولاديمير واينوويچ – ترجمه آبتين گلكار – انتشارات گل آقا

» در سرزميني، كشوري، ما بوديم كه زندگي مي كرديم، و ما بهتر از همه بوديم، درست تر بگويم، اول ما هم مثل همه بوديم. شب مي خوابيديم، صبح بيدار مي شديم، بهار مي كاشتيم، پاييز برميداشتيم، زمستان را روي اجاق سر مي كرديم و بچه مي آورديم ….» از داستان ما از همه بهتريم

كتاب دلبستگيها – مجموعه داستان – ادواردو گاله آنو – مترجم نازنين نوذري – ادبيات اسپانيا – انتشارات نوروز هنر

«سرخپوستان سوآر، ملقب به جنگلي، سر مغلوب را مي برند. آن را مي برند و آنقدر كوچك مي كنند، تا در مشت جا بگيرد، براي آنكه مغلوب دوباره زنده نشود. اما تا وقتي دهان مغلوب رانبندند كامل مغلوب نيست. براي همين لبانش را با اليافي مي دوزند كه هرگز نپوسد » داستان تجليل از صداي انساني

دوئل

دوئل – ابراهيم رها – نشر حوض نقره

«فكر يك مصاحبه كاملا طنز،يعني از اول تا آخر،سوال و جواب و حاشيه ،همه اش طنز،دقيقا روزي به ذهنم خطور كرد كه اتفاقا يادم رفته كي بود،گمانم خيلي هم مهم نيست،فقط اين قدر خاطرم مانده كه از فكر خودم كلي خوشم آمده بود و تصميم گرفتم حتما آن را عملي كنم.اما چون مدتي است كه كارها فقط به تصميم من بستگي ندارد،اين كار هم ميسر نشد.

يعني در اولين اقدام فرخنده نشريه اي كه مي خواستم در آن اين گونه مصاحبه ها را چاپ كنم، توقيف شد.من اولين مصاحبه را انجام داده بودم،چون آن نشريه سينمايي بود،من هم با نيكي كريمي گفت و گوي كاملا طنز را شروع كردم ،مصاحبه آماده شد.پس از آن چند تا مصاحبه اينطوري با آدم هاي آنطوري انجام دادم و در نشريات مختلف چاپ كردم كه هيچ كدامشان را ندارم.

يك مدتي گذشت. و من براي اين گفت و گو ها يك اسم پيدا كردم:دوئل.»

چسب زخم – ابراهيم رها – نشر حوض نقره

«يه روز يه استادي يك ساعت و نيم درباره برتري علم بر ثروت براي دانشجوهاش سخنراني كرد تا ثابت كنه علم خيلي بهتر از ثروته. صحبتش كه تموم شد، گفت كسي سوالي نداره؟ يكي دستشو بلند كرد. استاد با خوشحالي گفت : بپرس عزيزم. دانشجو پرسيد : استاد عمه داري؟»

حواشي نمايشگاه :

– انگار علاقه مندان به كتابهاي آشپزي خيلي زياد شده اند هر دو سه غرفه درميون كتاب آموزش آشپزي داشت.

– به نظر براي ايجاد يك انتشارات مذهبي چاپ يك جلد مفاتيح كافي باشه، وگرنه اين همه انتشارات مذهبي از كجا اومده؟

– وارد نمايشگاه كه مي شويد انگار وارد نمايشگاه تخصصي نيروي انتظامي شده ايد، گشت ارشاد، ماشين پليس، خود پليس به وفور يافت مي شود. تازه اينها محسوس هاش بود. از قول خودم ميگم برادر و خواهر جان بجان خودم ما فقط مي خواستيم كتاب ببينيم و بخريم. براي پيدا كردن دزد اين همه امكانات رو دم مجسمه ها برقرار كنيد.

– نشر مركزي كه هر سال بايد از ميان درياي كتابهاش دنبال يه عنوان مي گشتي امسال كتابهاش اونقدر كم بود كه با 5 دقيقه ديد زدن ميشد عنوان همه رو خوند.

و….

صحبت زياد است كه با اين وضعيت نمايشگاه كتاب هم بزودي به خاطره ها مي پيونده




Advertisements
  1. مه 10, 2010 در 9:41 ب.ظ.

    چه انتخاب های خوبی 🙂

    • مه 10, 2010 در 9:59 ب.ظ.

      مرسي ، ليستم رو نبرده بودم:)) همينجوري هرچي ديدم خوشم اومد گرفتم.

  2. مه 10, 2010 در 10:34 ب.ظ.

    خیلی جالب بودن. خوبه فقط 2 ساعت نمایشگاه بودین!

  3. مه 11, 2010 در 12:19 ق.ظ.

    مع الوصف خوش به حالت. اگه فقط توی تلويزيون عکس کتابها رو می ديدی مثل من خوب بود؟

  4. مه 11, 2010 در 1:04 ب.ظ.

    باز خوبه چند تا جلد خریدی من که کتاب خوبی ندیدم…جو نمایشگاه هم که مزخرف بود…

  5. مه 11, 2010 در 2:13 ب.ظ.

    چقدر سلیقه ات شبیه منه!

    دو سه تاش رو منم خریدم، یکی دو تاش رو هم دارم. ولی بقیه اش رو میگیرم.

    • مه 11, 2010 در 2:31 ب.ظ.

      خوشحالم یادم باشه باهات تبادل کتاب یا حداقل تبادل اسم کتاب برقرار کنم 🙂

  6. مه 13, 2010 در 9:09 ق.ظ.

    من که اصلا نمایشگاه نرفتم ! D:

    راستی لینکت کردم – دوست داشتی بهم سر بزن

  7. مه 13, 2010 در 1:01 ب.ظ.

    دوئل رو خریدم.

  8. مه 14, 2010 در 8:55 ب.ظ.

    ایول، نامردیه هوس نمایشگاه کتاب کردم!:ی
    اون دوئل ابراهیم رها باحاله ولی 3*4 حرف نداره! آخره خندست!

  9. مه 16, 2010 در 8:32 ق.ظ.

    چند سال پیش به خدمت استاد بهمن بیگی رفتم. خاطره ای را برایمان تعریف کرد که بد نیست بشنوید. میگفت: زمانی برای سرکشی به وضعیت تدریس عشایر به یکی از مناطق فارس رفته بودم. از معلم ممدرسه پرسیدم: پدر فلان دانش آموزش چند بز دارد؟
    معلم گفت: خبر ندارم. نمیدانم.
    من هم معلم را تنبیه و جریمه کردم. معلمی که از وضعیت زندگی شاگردش خبر نداشته باشد معلم نیست!

    ……………………….
    موفق باشید صندوقک جان. کتاب های خوبی خریدی

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: